<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مهندسی سازه و ساخت</title>
    <link>https://www.jsce.ir/</link>
    <description>مهندسی سازه و ساخت</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sun, 23 Aug 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sun, 23 Aug 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>ارزیابی خواص مکانیکی خاک رسی تثبیت‌شده با پسماند سیلیکات سدیم و آهک</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_246100.html</link>
      <description>خاک‌های رسی به دلیل ظرفیت باربری پایین ذاتی، رفتار انقباض&amp;amp;ndash;انبساط قابل‌توجه و حساسیت بالا به تغییرات رطوبتی، چالش‌های مهمی را در مهندسی ژئوتکنیک ایجاد می‌کنند. در این پژوهش، آهک با پسماند سیلیکات سدیم (SSW) ترکیب شد تا رویکردی پایدار و مقرون‌به‌صرفه برای بهسازی و تثبیت خاک‌های رسی و ارتقای عملکرد مهندسی آن‌ها ارائه گردد. اهداف اصلی شامل کاهش مصرف آهک، افزایش مقاومت مکانیکی و بهره‌برداری مجدد از یک محصول جانبی صنعتی با فعالیت پوزولانی بالا بود. پسماند سیلیکات سدیم مورد استفاده حاوی فازهای معدنی واکنش‌پذیر نظیر آنالسیم، گهلنیت، آنورتیت و کلسیت بود که در محیط قلیایی ناشی از هیدراسیون آهک، در واکنش‌های شیمیایی شرکت کرده و منجر به تشکیل ترکیبات سیمانی از جمله هیدرات سیلیکات کلسیم (C&amp;amp;ndash;S&amp;amp;ndash;H) و هیدرات آلومینوسیلیکات کلسیم (C&amp;amp;ndash;A&amp;amp;ndash;S&amp;amp;ndash;H) شدند. نتایج آزمایشگاهی شامل مقاومت فشاری تک‌محوری (UCS)، حدود اتربرگ و آزمایش‌های تراکم نشان داد که افزودن SSW نه‌تنها به‌صورت هم‌افزا موجب افزایش مقاومت خاک می‌شود، بلکه شاخص خمیری را کاهش داده و رفتار تراکمی را بهبود می‌بخشد. مشاهدات ریزساختاری با استفاده از میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM) تشکیل شبکه‌های ژلی متراکم و فازهای سیمانی جدید در مرز دانه‌های خاک را تأیید کرد که بیانگر سازوکارهای تثبیت است. علاوه بر مزایای فنی، استفاده مجدد از این پسماند صنعتی موجب کاهش قابل‌توجه مصرف آهک و انتشار CO₂ مرتبط شد و راهکاری سازگار با محیط‌زیست برای مدیریت پسماند ارائه داد. در مجموع، نتایج نشان می‌دهد که تثبیت خاک با ترکیب آهک و SSW رویکردی پایدار، کارآمد و عملی برای بهسازی خاک‌های رسی مسئله‌دار در کاربردهای ژئوتکنیکی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی اثر سخت‌کننده عرضی از نوع فنر مارپیچ بر رفتار ستون‌های فولادی دو جداری پر شده با بتن (CFDST)</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_244745.html</link>
      <description>ستون‌های فولادی پرشده با بتن به دلیل ظرفیت باربری بالا، شکل‌پذیری مناسب و عملکرد مطلوب در برابر بارهای فشاری، به طور گسترده در سازه‌های مدرن مورد استفاده قرار می‌گیرند. در این میان، ستون‌های فولادی پرشده با بتن دو‌لایه (CFDST) به دلیل وجود دو جدار فولادی و هسته بتنی، از قابلیت محصورشدگی و پایداری سازه‌ای بیشتری نسبت به ستون‌های معمولی برخوردار هستند. با این حال، در بارهای بالا امکان بروز کمانش موضعی در جدار فولادی و کاهش کارایی محصورشدگی بتن وجود دارد. از این رو، استفاده از تقویت‌کننده‌های خارجی می‌تواند نقش مؤثری در بهبود رفتار این نوع ستون‌ها ایفا کند. در این پژوهش، اثر سخت‌کننده عرضی از نوع فنر مارپیچ بر رفتار فشاری ستون‌های CFDST با استفاده از مدل‌سازی عددی در نرم‌افزار آباکوس مورد بررسی قرار گرفته است. در این مطالعه تأثیر دو پارامتر اصلی شامل گام فنر مارپیچ و قطر آن بر رفتار سازه‌ای ستون‌ها در 11 مدل، بررسی گردید. نتایج نشان داد که استفاده از فنر مارپیچ موجب افزایش قابل توجه ظرفیت باربری و بهبود عملکرد فشاری ستون‌های CFDST می‌شود. کاهش گام مارپیچ باعث افزایش محصورشدگی بتن و بهبود توزیع تنش در جدارهای فولادی شده و در بهترین حالت افزایش ظرفیت باربری تا حدود 66 درصد نسبت به مدل بدون تقویت‌کننده مشاهده شد. همچنین افزایش قطر فنر مارپیچ موجب افزایش سختی جانبی ستون و کاهش تغییرشکل‌های شعاعی گردید که در نتیجه آن ظرفیت باربری ستون افزایش یافت. نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که استفاده از فنر مارپیچ به عنوان سخت‌کننده خارجی می‌تواند راهکار مؤثری برای بهبود عملکرد سازه‌ای ستون‌های مرکب فولادی&amp;amp;ndash;بتنی باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی میراگر جرمی متوازن دوگانه اینرتر برای کنترل لرزه ای بهینه ساختمان با الگوریتمهای تکاملی و هوش جمعی</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_237545.html</link>
      <description>میراگر جرمی متوازن با اینرتر، در حال تبدیل شدن به یک دستگاه شناخته شده برای کاهش ارتعاشات ساختمان‌هاست ولی اتصال آن به طبقات مختلف، می‌تواند با چالش اجرایی معماری همراه باشد. برای غلبه بر این چالش، دراینجا سامانه میراگر جرمی اینرتر دوگانه برای کنترل یک ساختمان معیار 10 طبقه با میرایی ذاتی 2 درصد مورد مطالعه قرار گرفته است که جرم میراگر جرمی اینرتر بین دو وزنه بصورت متغیر بهینه شده است و پایانه‌های دستگاه مکانیکی اینرتر به وزنه‌های میراگر متصل گردیده است. طی بهینه یابی نسبت‌ فرکانسی، نسبت میرایی و نسبت جرمی وزنه‌ها با هدف به حداقل رساندن نُرم بی‌نهایت تابع تبدیل گریز طبقات جستجو می‌شوند. الگوریتم ژنتیک بعنوان یک روش تکاملی پایه، الگوریتم دسته ذرات بهینه یاب بعنوان یک روش متداول در زمره هوش جمعی درکنار الگوریتم نوین جستجوی پرنده گریزان برای مساله حاضر ویژه سازی شده اند. مقایسه نتایج، حاکی از برتری چشمگیر سرعت و کیفیت همگرایی الگوریتم جستجوی پرنده گریزان با قابلیت عبور از بهینه‌های موضعی می باشد چنانچه طی حالت‌های مختلف توانست تا بیش از 40% بهبودتابع هدف نسبت به میانگین نتایج دو روش دیگر بدست دهد. پس از طراحی بهینه سامانه‌های کنترل، مقایسه رفتاری سامانه اینرتر تک دارای اتصال پایانه دوم اینرتر به طبقات متفاوت با سامانه اینرتر دوگانه، برتری عملکرد سامانه میراگر جرمی اینرتر دوگانه را تحت مجموعه ای از شتابنگاشت‌های حوزه دور و نزدیک زلزله (با اثر جهت پذیری رو به جلو و گام پرتاپی) آشکار می نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه آزمایشگاهی و تحلیلی اتصال خارجی تیر به ستون پیش ساخته بتنی ساخته شده از سبک‌دانه لیکا تحت بار رفت و برگشتی</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_238429.html</link>
      <description>در سال‌های اخیر، استفاده از سیستم‌های پیش‌ساخته بتنی به دلیل سرعت بالای اجرا، امکان کنترل کیفیت بهتر در کارخانه و کاهش هزینه‌ها، به‌طور چشمگیری افزایش یافته است. اتصالات خمشی تیر به ستون در سازه‌های بتنی پیش‌ساخته به دو روش تر و خشک اجرا می‌شوند، با این حال صلبیت و ظرفیت خمشی این اتصالات، به‌ویژه در مناطق لرزه‌خیز، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. از سوی دیگر، با توجه به لرزه‌خیزی کشور ایران، کاهش وزن مؤثر لرزه‌ای سازه همراه با حفظ مقاومت فشاری مناسب بتن، اهمیت ویژه‌ای دارد؛ از این‌رو استفاده از بتن سبک سازه‌ای می‌تواند ضمن کاهش وزن مؤثر لرزه‌ای، مزایایی همچون سهولت حمل‌ونقل و اجرا در اعضای پیش‌ساخته را فراهم آورد. در این پژوهش، سه نمونه اتصال بیرونی تیر به ستون خمشی شامل یک نمونه اتصال درجا ساخته‌شده با بتن معمولی، یک نمونه اتصال درجا با بتن سبک و یک نمونه اتصال پیش‌ساخته ترکیبی از بتن معمولی و بتن سبک، تحت بارگذاری رفت‌وبرگشتی مورد آزمایش قرار گرفت. در این راستا، مکانیسم خرابی، ظرفیت باربری، سختی اولیه و میزان انرژی جذب‌شده نمونه‌ها مورد بررسی و مقایسه قرار گرفت. همچنین به‌منظور دستیابی به الگوی تحلیلی رفتار اتصال پیش‌ساخته بتن سبک، مدلسازی عددی به روش اجزای محدود انجام شد. نتایج نشان داد میزان انرژی جذب‌شده در اتصال پیش‌ساخته، نسبت به اتصال درجا با بتن معمولی و اتصال درجا با بتن سبک، به‌ترتیب 19 و 33 درصد افزایش یافته است که بیانگر عملکرد لرزه‌ای مناسب‌تر این اتصال است. افزون بر این، نیروی نهایی به‌دست‌آمده از آزمایش‌ها برای اتصال پیش‌ساخته، به‌ترتیب 12 و 20 درصد بیشتر از اتصال درجا با بتن معمولی و اتصال درجا با بتن سبک بوده است. در پایان، الگوی مفصل پلاستیک لنگر&amp;amp;ndash;انحنای اتصال پیش‌ساخته بتن سبک بر اساس نتایج تحلیل عددی ارائه گردید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه چارچوبی جهت بازسازی بافت‌های فرسوده و تاریخی شهری با رویکرد توسعه پایدار</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_241079.html</link>
      <description>توسعه پایدار شهری اکنون به یک هدف عمده جهانی تبدیل شده است، به‌ویژه در مناطق تاریخی شهری که برقراری تعادل بین بازسازی و حفظ فرهنگ با چالش همراه است. این مطالعه بر غرب آسیا و بین‌النهرین تمرکز دارد و چارچوبی جامع برای ارزیابی پایداری پروژه‌های بازسازی بافت‌های فرسوده و تاریخی شهری ارائه می‌دهد. این چارچوب، شاخص‌های پایداری را در چهار دسته شناسایی و اولویت‌بندی می‌کند: محیط زیست، اجتماعی/فرهنگی، اقتصادی و حمل‌ونقل (حمل‌ونقل برای تضمین دسترسی‌ها، اتصال شهری و کاهش اثرات زیست‌محیطی از طریق گزینه‌های پایدار اساسی است، اما اغلب در بازسازی تاریخی نادیده گرفته می‌شود). شاخص‌ها براساس نظرات کارشناسان از طریق پرسشنامه‌های ساختاریافته، وزن و دامنه‌های امتیازی خاصی دریافت می‌کنند که امکان ارزیابی دقیق پایداری در پروژه‌های بازسازی را فراهم می‌کند. نوآوری اصلی پژوهش در ارائه چارچوب تصمیم‌گیری بومی‌سازی‌شده برای بازسازی بافت‌های تاریخی شهری است که، بعد حمل‌ونقل به‌صورت مستقل در کنار ابعاد محیط‌زیست، اقتصادی و اجتماعی آمده و برای هر شاخص، دامنه‌های امتیازدهی وابسته به نوع پروژه تعریف شده است. داده‌ها از طریق پرسشنامه‌های تخصصی ساختاریافته (n = 31) جمع‌آوری، و وزن شاخص‌ها و محدوده امتیازدهی با استفاده از ارزیابی‌های مقیاس لیکرت وتحلیل های تجمیع آماری تعیین شد. نتایج نشان می‌دهد بعد اجتماعی مهم‌ترین جنبه برای دستیابی به نتایج پایدار در مناطق تاریخی است، به‌ویژه در مورد رضایت کاربران و حفظ فرهنگ. شاخص‌های اقتصادی مانند طول عمر ساختمان و هزینه‌ اثربخشی نیز بسیار مهم هستند. حمل‌ونقل یکی از ابعاد تأثیرگذار در افزایش تاب‌آوری و پایداری شهری است (با تشویق به حمل‌ونقل عمومی کارآمد و در دسترس، و کاهش ترافیک در محله‌های پررفت‌وآمد تاریخی). یافته‌ها همچنین نشان می‌دهند بعد محیط زیست برای دستیابی به نتایج پایدار، به‌ویژه در استفاده از مصالح پایدار و حفظ منابع، حیاتی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل قابلیت اطمینان خرابی پیش‌رونده در سازه پارکینگ‌های چند طبقه</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_241850.html</link>
      <description>خرابی پیش‌رونده، یکی از مهم‌ترین چالش‌های عملکرد سازه‌های مقاوم در برابر بارهای غیرمعمول و خارج از طراحی است. این پژوهش به ارزیابی قابلیت اطمینان سازه‌های پارکینگ چندطبقه با سیستم قاب خمشی بتن مسلح ویژه در برابر خرابی پیش‌رونده می‌پردازد. برای این منظور، مدل‌های دوبعدی سازه‌های ۳، ۶ و ۹ طبقه با ارتفاع یکسان ۳ متر در نرم‌افزار ETABS ایجاد شد و سناریوهای حذف ستون‌های کلیدی (گوشه، کناری و میانی) شبیه‌سازی گردید. تحلیل‌های استاتیکی و دینامیکی غیرخطی برای ارزیابی احتمال فروریزش و تغییرات لنگر دوران عضوها انجام شد. نتایج نشان داد که با افزایش تعداد طبقات، حساسیت سازه نسبت به حذف ستون‌ها افزایش یافت؛ حذف ستون میانی در سازه ۳ طبقه احتمال فروریزش را ۱۵٪، در سازه ۶ طبقه ۲۰٪ و در سازه ۹ طبقه ۲۷٪ افزایش داد. همچنین، شتاب طیفی متناظر با ناپایداری (Sa) در مدل‌های ۶ و ۹ طبقه به دلیل افزایش جرم مؤثر و تغییر در زمان تناوب اصلی، نسبت به مدل ۳ طبقه به ترتیب ۵٪ و ۸٪ افزایش یافت، که نشان‌دهنده تغییر در تقاضای لرزه‌ای سازه با افزایش ارتفاع است. تحلیل‌ها نشان داد که حذف ستون میانی بحرانی‌ترین سناریو است، که نشان‌دهنده ضعف سیستم در توزیع مجدد بارها پس از دست دادن یک عضو حیاتی در مرکز سازه است. در مقابل، حذف ستون گوشه الگویی متعادل‌تری از توزیع بار ایجاد کرد. ستون‌های میانی نقش کلیدی در پایداری کلی سازه دارند و حذف آن‌ها خطر فروریزش پیش‌رونده را به‌طور چشمگیری افزایش می‌دهد. بنابراین، تقویت اعضای بحرانی، به‌کارگیری سیستم‌های مقاوم جانبی مناسب و بهبود طراحی اتصالات می‌تواند در کاهش آسیب‌پذیری سازه‌های پارکینگ طبقاتی در برابر خرابی پیش‌رونده مؤثر باشد. این مطالعه اهمیت رویکردهای جامع در طراحی اولیه و مقاوم‌سازی سازه‌ها را برای افزایش قابلیت اطمینان و کاهش خطر فروریزش پیش‌رونده برجسته می‌نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی اثرات مثبت بتن حاوی متاکائولین و سبک‌دانه اسکوریا بر خواص مکانیکی و نفوذپذیری با استفاده از عمل‌آوری سریع و معمولی</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_239602.html</link>
      <description>در این پژوهش، بتن حاوی سبکدانه‌ی اسکوریا با سه نسبت دانه‌بندی 30-70، 40-60 و 20-40-40 با %20 ماسه طبیعی، نسبت آب به چسباننده 42/0، عیار سیمان 500، تحت عمل‌آوری سریع 24 ساعته، 28 روزه و 90 روزه ارزیابی شدند. نوآوری این پژوهش، مقایسه‌ی همزمان تاثیر تیپ دانه‌بندی، سطح جایگزینی متاکائولین و سه روش عمل‌آوری بر چهار شاخص مقاومت فشاری، مدول الاستیسیته دینامیکی، درصد جذب آب و عمق نفوذ آب بود. مخلوط CM15[90D] دارای حداکثر مقاومت فشاری با مقدار40 مگاپاسکال بود و مخلوط CM15[X] با 32 مگاپاسکال تنها %20 کمتر از بیشینه ثبت شد. مدول الاستیسیته‌ی دینامیکی به دلیل ماهیت متخلخل سبکدانه‌ها، دارای تغییرات محدودی بود. جذب آب CM15[X] حداقل مقدار برابر را کسب کرد و مخلوط CM15-[90D] تنها %5/5 بیشتر از آن بود. در شاخص نفوذپذیری، کمترین عمق نفوذ آب در مخلوط CM15[90D] برابر 30 میلی‌متر ثبت شد که نسبت به نمونه‌ی شاهد هم سن، %25 کاهش داشت و همین مخلوط در عمل‌آوری سریع %75/14 کاهش نشان داد. همچنین رابطه‌ی معکوس مقاومت فشاری و نفوذپذیری در تیپ C، منظم‌تر بود و مقدار R2 برابر %06/97 گزارش شد. در نهایت، ترکیب عمل‌آوری سریع و متاکائولین به عنوان یک مسیر اجرایی برای تولید بتن با زمان ساخت کوتاه و دوام بهتر، شامل کاهش جذب آب و نفوذپذیری، ارائه شد که امکان غربال اولیه‌ی طرح اختلاط های کارآمد در 24 ساعت را فراهم کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر اندرکنش خاک و سازه در رفتار لرزه‌ای دیوارهای برشی کوتاه و بلند</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_241835.html</link>
      <description>منظور نمودن اندرکنش خاک سازه باعث افزایش دقت مدل سازه در تحلیل در برابر نیروی زلزله می‌شود. در تحلیل اندرکنش خاک و سازه، انعطاف‌پذیری خاکی که سازه بر آن متکی است در نظر گرفته می‌شود. فونداسیون سطحی تحت اثر حرکت‌های غیرالاستیک لغزش، نشست و حرکت گهواره‌ای، تحت بارهای لرزه‌ای، می‌تواند یک مکانیسم بسیار مفید برای اتلاف انرژی فراهم کند. در این تحقیق اثر اعمال اندرکنش خاک و سازه در رفتار لرزه‌ای دیوارهای برشی کوتاه و بلند مورد‌بررسی قرار‌گرفته است. برای این منظور دیوارهای برشی با نسبت ارتفاع به طول متفاوت که هم شامل دیوارهای کوتاه و هم شامل دیوارهای بلند باشد با لحاظ فونداسیون نواری انعطاف‌پذیر با رفتار غیرالاستیک در محیط نرم‌افزار اپنسیس مدل‌سازی و تحت تحلیل استاتیکی غیرخطی قرار‌گرفته است. این مطالعه بر ضرورت نگاه تفکیک‌شده به المان‌های سازه‌ای با مشخصات دینامیکی متفاوت در مواجهه با پدیده‌ی اندرکنش خاک و سازه تأکید می‌کند. با عنایت به اهمیت اندرکنش رفتار خمشی و برشی در رفتار دیوارهای برشی، دیوارها با لحاظ اندرکنش رفتار خمشی و برشی مد‌‌‌‌‌ل‌سازی و تحت تحلیل استاتیکی غیرخطی قرار‌گرفته‌اند. نتایج حاصل از بررسی نشان می‌دهد که لحاظ اندرکنش خاک و سازه موجب افزایش زمان تناوب سازه، افزایش تغییر مکان جانبی نسبی سازه و کاهش برش پایه می‌شود. در مقایسه عملکرد دیوار برشی کوتاه و بلند با لحاظ اندرکنش خاک و سازه، میزان افزایش زمان تناوب در دیوارهای برشی کوتاه بیشتر از دیوارهای برشی بلند مشاهده شد. در بررسی درصد کاهش برش پایه با اعمال اندرکنش خاک و سازه، با افزایش نسبت ارتفاع به طول دیوار، درصد کاهش برش پایه، افزایش پیدا کرده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه آزمایشگاهی عملکرد محوری انواع ستون‌های بتن مسلح تحت تأثیر میدان الکترومغناطیسی</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_240298.html</link>
      <description>در این پژوهش، تأثیر میدان الکترومغناطیسی (EMF) و هندسه نمونه‌ها بر عملکرد محوری ستون‌های بتن مسلح مورد بررسی قرار گرفته است. برای این منظور، دو نوع نمونه به ابعاد 75&amp;amp;times;15&amp;amp;times;15 سانتی‌متر (مکعب ) و 15&amp;amp;times;75 سانتی‌متر (استوانه‌) تحت آزمایش‌های محوری قرار گرفتند. آزمایش‌ها در سه سطح شار میدان مغناطیسی (0، 0/35 و 0/7 تسلا) و سه سطح شدت جریان الکتریکی (0، 24 و 36 آمپر) انجام شدند. هدف از این آزمایش‌ها، ارزیابی کمی تغییرات مقاومت محوری بر اساس نوع هندسه ستون و پارامترهای الکترومغناطیسی بود. نتایج نشان داد که اعمال میدان مغناطیسی تا شدت 0/35 تسلا موجب افزایش مقاومت محوری هر دو نوع نمونه می‌شود؛ با این حال، در شدت‌های بالاتر میدان مغناطیسی (0/7 تسلا)، کاهش قابل توجهی در مقاومت محوری مشاهده گردید. این کاهش در نمونه‌های مکعب بیشتر بود که علت آن توزیع غیریکنواخت تنش و تمرکز کرنش در گوشه‌ها می‌باشد. از سوی دیگر، اعمال جریان الکتریکی در تمامی سطوح باعث کاهش مقاومت محوری شد؛ این کاهش در نمونه‌های مکعب‌ محسوس‌تر بوده و این نمونه‌ها رفتار ناپایدار‌تری تحت تأثیر میدان الکتریکی از خود نشان دادند. تحلیل تأثیر نوع هندسه نشان داد که نمونه‌های استوانه‌ای به دلیل توزیع یکنواخت‌تر تنش و نبود گوشه‌های تیز، مقاومت بهتری در برابر میدان‌های مغناطیسی و الکتریکی دارند. در مقابل، نمونه‌های مکعب‌مستطیلی به دلیل تمرکز تنش و آسیب‌پذیری در نواحی گوشه‌ای، افت عملکرد بیشتری را از خود نشان دادند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی عددی عملکرد ورقه‌های پیش‌ساخته کامپوزیت سیمانی الیافی توانمند در بهبود مقاومت خمشی و برشی تیرهای بتن مسلح</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_241105.html</link>
      <description>در این پژوهش، عملکرد سازه‌ای تیرهای بتن مسلح تحت تقویت خمشی و برشی با استفاده از ورقه‌های کامپوزیت سیمانی الیافی توانمند مورد بررسی قرار گرفته است. در تقویت خمشی، ورقه‌های کامپوزیت همراه با میلگردهای پلیمری در ناحیه کششی تیر به‌کار گرفته شدند، در حالی‌که در تقویت جانبی، همین ورقه‌ها بدون استفاده از میلگرد پلیمری در جان تیرها نصب گردیدند. به‌منظور ارزیابی خواص مکانیکی این سیستم، آزمایش‌های کشش مستقیم، مقاومت فشاری و خمش سه‌نقطه‌ای بر روی نمونه‌های کامپوزیت انجام شد. همچنین، دو نمونه تیر بتن مسلح تحت بارگذاری یکنواخت در آزمون خمش چهار نقطه‌ای قرار گرفتند و مدل‌سازی عددی با نرم‌افزار آباکوس برای اعتبارسنجی نتایج تجربی صورت پذیرفت. در ادامه، ۴۵ مدل تیر به‌صورت عددی تحلیل شدند که در آن‌ها متغیرهایی نظیر نوع تقویت جانبی، آرایش تقویت خمشی و قطر میلگردهای فولادی در بازه ۸ تا ۱۶ میلی‌متر مورد بررسی قرار گرفت. در قطر میلگرد ۸ میلی‌متر، ظرفیت باربری از 83/15 به 52/156 کیلونیوتن و ظرفیت جذب انرژی از 34/364 به 33/5249 کیلونیوتن افزایش یافت که به ترتیب معادل 889 درصد و 1341 درصد رشد نسبت به نمونه کنترل بود. همچنین در قطر ۱۲ میلی‌متر، ظرفیت باربری به 59/182 کیلونیوتن و جذب انرژی به 50/6534 کیلونیوتن رسید که نسبت به نمونه پایه، افزایش‌هایی معادل 466 درصد و 607 درصد را نشان دادند. این نتایج نشان می‌دهد که استفاده هدفمند از ورقه‌های کامپوزیت در تقویت خمشی و جانبی، همراه با طراحی مناسب اجزای مقاوم‌سازی، تأثیر قابل‌توجهی در ارتقاء ظرفیت باربری و جذب انرژی تیرهای بتن مسلح دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مروری سیستماتیک بر بتن مسلح با الیاف فولادی بازیافتی: تحلیل روند پژوهش‌ها</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_241924.html</link>
      <description>در صنعت ساخت‌وساز، استفاده از الیاف به‌منظور بهبود خواص مکانیکی بتن در دهه‌های گذشته همواره مورد توجه بوده است. در میان انواع مختلف الیاف، الیاف فولادی به دلیل ویژگی‌های منحصربه‌فرد خود به‌طور گسترده به عنوان یک ماده افزودنی در بتن به کار رفته‌اند و موجب تقویت و افزایش مقاومت بتن می‌شوند. با این حال، تولید انبوه این نوع الیاف با انتشار قابل‌توجه گاز CO₂ همراه است و منجر به کاهش منابع طبیعی می‌گردد. انباشت مقادیر عظیمی از تایرهای فرسوده در سراسر جهان، چالشی جدی برای محیط زیست محسوب می‌شود. بازیافت این تایرها و به‌ویژه استخراج الیاف فولادی از آن‌ها، در سال‌های اخیر به‌عنوان یکی از رویکردهای نوین در جهت توسعه‌ی پایدار و استفاده از مصالح جایگزین در صنعت ساخت‌وساز مطرح شده است. مطالعات مختلف نشان داده‌اند که بتن حاوی الیاف فولادی بازیافتی از تایرهای مستعمل (Waste Recycled Tire Steel Fibers &amp;amp;ndash; WRTSF) دارای خواصی مشابه با بتن‌های تقویت‌شده با الیاف فولادی صنعتی است. در این پژوهش، از یک رویکرد تلفیقی شامل تحلیل علم‌سنجی و مرور نظام‌مند مطالعات تجربی استفاده شده است، به‌طوری که نتایج تحلیل روند پژوهش‌ها مبنای سازمان‌دهی و تحلیل رفتار مکانیکی بتن‌های حاوی WRTSF قرار گرفته است. یافته‌ها نشان می‌دهد که استفاده از این نوع الیاف، علاوه بر کاهش ضایعات زیست‌محیطی، موجب بهبود چقرمگی، مقاومت در برابر گسترش ترک‌ها و دوام بتن می‌شود. در پایان نیز راهکارهایی برای انتخاب ترکیب و میزان بهینه‌ی WRTSF در کاربردهای عمرانی مختلف نظیر روسازی‌ها، عرشه پل‌ها، پوشش تونل‌ها و سازه‌های هیدرولیکی ارائه شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی خصوصیات مکانیکی و دوام بتن بازیافتی حاوی الیاف فولادی و پودر مگنتیت در دماهای بالا</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_241906.html</link>
      <description>از جمله مشکلات بتن‌های حاوی سنگدانه‌های بازیافتی، عدم چسبندگی کافی بین این سنگدانه‌ها و خمیر سیمان بوده که موجب افت مقاومت مکانیکی و افزایش نفوذپذیری بتن می‌گردد. از طرف دیگر الیاف فولادی به دلیل ایجاد پیوستگی بیشتر و همچنین پودر مگنتیت با خاصیت پرکنندگی می‌توانند موجب ارتقای خواص مکانیکی و دوام بتن شوند. لذا به نظر می‌رسد بتوان با استفاده از الیاف فولادی و پودر مگنتیت در بتن بازیافتی، خصوصیات مکانیکی و دوام آن را بهبود بخشید. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیرات استفاده از الیاف فولادی و پودر مگنتیت بر خصوصیات مکانیکی، دوام و ریزساختاری بتن حاوی 30 درصد حجمی سنگدانه‌ بازیافتی حاصل از خرد کردن بتن‌های با رده‌های مقاومتی مختلف جایگزین سنگدانه طبیعی درشت می‌باشد. از الیاف فولادی به میزان 1 درصد حجمی بتن و پودر مگنتیت در مقادیر 5، 10و 15درصد جایگزین وزنی سیمان استفاده شد. خواص مکانیکی بتن توسط آزمایش‌های مقاومت‌های فشاری و خمشی و مشخصه دوام بتن توسط آزمون جذب آب در سن 28 روز ارزیابی شد. همچنین به منظور بررسی ریزساختار بتن از تصویربرداری میکروسکوپ الکترونی استفاده گردید. تمامی آزمایش‌ها علاوه بر شرایط دمای معمولی بر روی نمونه‌های بتن تحت دماهای بالا شامل 200، 400 و 600 درجه سانتی‌گراد نیز انجام شدند تا میزان اثرگذاری الیاف فولادی و پودر مگنتیت بر جبران افت مقاومت بتن در دماهای بالا بررسی شود. نتایج آزمایشگاهی نشان داد که افزودن الیاف فولادی و 10 درصد پودر مگنتیت به بتن بازیافتی موجب افزایش 15و 10 درصدی به ترتیب در مقاومت‌های فشاری و خمشی و همچنین کاهش 8 درصدی در میزان جذب آب بتن می‌گردد. همچنین افزودن 10 درصد پودر مگنتیت به بتن موجب شد تا میزان افت مقاومت فشاری بتن تحت دمای 600 درجه سانتی‌گراد از 38 به 19 درصد کاهش یابد. بر اساس تصاویر میکروسکوپی نیز افزودن پودر مگنتیت به بتن موجب افزایش تراکم ریزساختار آن گردید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی عددی قابلیت اعتماد بر پایه تحلیل نمونه‌گیری در ساختمان‌های بتن‌آرمه میان مرتبه قاب خمشی تحت خرابی پیش‌رونده</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_241978.html</link>
      <description>خرابی پیش‌رونده منجر به کاهش قابلیت اعتماد سازه در طول عمر مفید آن می‌شود. ارزیابی عددی قابلیت اعتماد ساختمان بتن‌آرمه تحت خرابی پیش‌رونده بر پایه مدل سه‌بعدی با ملاحظه اثرات غیرخطی مصالح و هندسی با استفاده از روند تحلیل دینامیکی غیرخطی در مطالعات اخیر انجام نشده است. در این راستا در این تحقیق یک ساختمان 5 طبقه بتن‌آرمه به صورت غیرخطی مدل‌سازی شده و خرابی پیش‌رونده به صورت حذف آنی ستون‌های گوشه، کناری و داخلی در نظر گرفته شده است. با توجه به عدم‌قطعیت موجود در مشخصات مصالح و همچنین میرایی سازه، تحلیل قابلیت اعتماد بر پایه نمونه‌گیری سازه تحت خرابی پیش‌رونده انجام شده‌است. حالت حدی خرابی مورد استفاده در تحلیل قابلیت اعتماد با توجه به سه سطح عملکرد قابلیت استفاده بی‌وقفه، ایمنی‌جانی و آستانه فروریزش تعریف شده و دوران پلاستیک تیرهای مجاور به ستون محذوف به عنوان پارامتر تقاضای سازه در نظر گرفته شده است. به منظور تعیین مهم‌ترین متغیرهای تصادفی در قابلیت اعتماد سازه تحت خرابی پیش‌رونده، تحلیل حساسیت بر پایه قابلیت اعتماد انجام شده است. نتایج نشان دهنده آن است که مقدار قابلیت اعتماد سازه و همچنین اهمیت متغیرهای تصادفی بستگی به موقعیت ستون محذوف و سطح عملکرد مورد انتظار تحت خرابی پیش‌رونده دارد. بیشترین قابلیت اعتماد ناشی از حذف ستون گوشه بدست آمد. برای نمونه شاخص قابلیت اعتماد متناظر با سطح عملکرد آستانه فروریزش در حالت حذف ستون گوشه، کناری و داخلی به ترتیب 48/3، 96/2 و 17/3 است. در تمامی حالات سازه قادر به تأمین سطح عملکرد استفاده بی‌وقفه نبود. نتایج تحلیل حساسیت مؤید آن هستند که درصد میرایی، مقاومت جاری‌شدن فولاد، کرنش نهایی فولاد و عمق پوشش بتن مهم‌ترین متغیر تصادفی مؤثر در قابلیت اعتماد سازه هستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی رعایت رواداری‌های مجاز در ساختمان‌های بتنی درحال احداث در چابهار</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_241979.html</link>
      <description>یکی از مشکلات پرتکرار در پروژه‌های ساختمانی، عدم رعایت رواداری‌هاست. این ایرادات می‌توانند علاوه بر ایمنی و عملکرد سازه، زیبایی و قابلیت اجرای پروژه را نیز تحت تأثیر قرار داده و در نتیجه، باعث افزایش هزینه‌ها، اتلاف منابع و تأخیر در پیشرفت کار شوند. از این رو، در این پژوهش، میزان رعایت رواداری‌های مجاز اجرایی در ساختمان‌های بتنی در حال احداث در بندر چابهار مورد بررسی قرار گرفته است. با توجه به اهمیت دقت در اجرای المان‌های سازه‌ای و نقش آن در دوام، ایمنی و عملکرد سازه، رعایت رواداری‌های مجاز مطابق با آیین‌نامه‌های معتبر از الزامات کنترل کیفی ساخت ‌و ساز محسوب می‌شود. در این مطالعه، با انجام بازدیدهای میدانی از چندین پروژه فعال در سطح شهر و ثبت داده‌های ابعادی و موقعیتی از عناصر مختلف سازه‌ای نظیر ستون‌ها، تیرها، سقف‌ها و کنترل عملیات آرماتوربندی؛‌ میزان انحراف از حدود مجاز آیین‌نامه‌ها سنجیده شد. نتایج حاصل نشان داد که در بخش قابل توجهی از پروژه‌ها، به‌ویژه در اجرای عملیات آرماتورگذاری و جانمایی عناصر سازه‌ای، عدم رعایت رواداری‌های مجاز آیین‌نامه‌ای قابل توجه است. در پایان، با تجزیه و تحلیل داده‌ها و بررسی علل این نواقص، راهکارهایی نظیر افزایش نظارت فنی، آموزش نیروهای اجرایی و بازبینی فرآیند کنترل کیفیت پروژه‌ها جهت کاهش این ایرادات پیشنهاد شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>موانع و راهبردهای پیاده‌سازی شش‌سیگمای ناب در صنعت ساخت ایران</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_242097.html</link>
      <description>پروژه‌های ساختمانی ایران با انحرافات زمانی و هزینه‌ای مزمن مواجه هستند و شش‌سیگمای ناب (LSS) به‌عنوان رویکردی تلفیقی برای حذف اتلاف و کاهش خطا مطرح شده است، با این‌حال پیاده‌سازی آن در عمل با موانع متعددی روبه‌روست. این پژوهش با هدف شناسایی، تحلیل ساختاری و اولویت‌بندی موانع پیاده‌سازی LSS در پروژه‌های ساختمانی ایران انجام شد. مطالعه از نوع توصیفی-کمی بود؛ ابتدا چالش‌ها از طریق مرور ادبیات استخراج و سپس پرسشنامه پژوهشگرساخت ۴۲ گویه‌ای بر مبنای مقیاس پنج‌درجه‌ای لیکرت («هرگز» تا «همیشه») تدوین و پس از تایید روایی محتوایی، به‌صورت برخط، توزیع شد. تحلیل بر روی 385 پرسشنامه تکمیل‌شده انجام شد. پایایی ابزار با آلفای کرونباخ 948/0 مطلوب ارزیابی شد. تحلیل عاملی اکتشافی با شاخص کفایت نمونه‌گیری 865/0=KMO  و معناداری آزمون کرویت بارتلت (001/0&amp;amp;gt;p) به استخراج شش عامل شامل چالش‌های اقتصادی و مالی، اجرایی و عملیاتی، رهبری و مدیریت پروژه، منابع انسانی و زنجیره تامین، مستندات و تغییرات دامنه و حقوقی و قراردادی انجامید. در گام بعد، این ابعاد و نیز گویه‌های منفرد با آزمون فریدمن رتبه‌بندی شدند (001/0&amp;amp;gt;p). نتایج نشان داد در زمینه صنعت ساخت ایران، چالش‌های اقتصادی و مالی در اولویت نخست قرار دارند که می‌تواند بیانگر شرایط اقتصاد کلان در الگوی موانع پیاده‌سازی LSS باشد. با توجه به اولویت چالش‌های اقتصادی و مدیریتی بر مبنای یافته‌های پژوهش، راهکارهایی نظیر برنامه‌ریزی مالی مقاوم در برابر تورم، تخصیص ذخایر احتیاطی، توانمندسازی مدیریتی و بهره‌گیری از ابزارهای دیجیتال برای بهبود پیاده‌سازی LSS پیشنهاد گردید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی عددی و آزمایشگاهی تأثیر مهار مکانیکی بر عملکرد پیچشی تیرهای ‏T‏ شکل ‏تقویت‌شده با ‏CFRP</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_242555.html</link>
      <description>توسعه عملکرد سازه‌ها در حوزه بارگذاری و مدت بهره‌ وری با استفاده از روش های مقاوم سازی، با توجه به توجیه اقتصادی مناسب و نیز ‏کاهش زمان توقف بهره برداری، به نسبت بازسازی و ایجاد سازه‌های جدید همواره مورد توجه مهندسین و محققین در زمینه مطالعات ‏عمرانی بوده است. با پیشرفت روز افزون تکنولوژی در زمینه مکانیک جامدات طولی نکشید که مواد مرکب و لایه های الیافی از زمینه ‏های صنعتی همچون صنایع هوا فضا و خودرو سازی جای خود را در صنعت ساختمان و به خصوص مقاوم سازی سازه‌های موجود باز ‏کردند. یکی از محدودیت‌های استفاده از لایه های ‏FRP‏ در مقاوم سازی تیرهای بتنی، جدا شدگی لایه‌ها از سطح بتن به خصوص در تیر ‏های ‏T‏ شکل و تیرهای متصل به دال می‌باشد که به علت عدم دسترسی کامل به محیط تیر اتصال کامل لایه‌ها به سطح عضو امکان ‏پذیر نبوده و با تسریع جدا شدگی باعث عدم استفاده از ظرفیت کامل ‏FRP‏ می‌گردد.ضرورت استفاده از انکراژ مکانیکی جهت بهبود این ‏وضعیت در برخی موارد به چشم می‌خورد. در این مطالعه 13 نمونه تیر بتن مسلح در سه دسته بندی نمونه کنترلی، تقویت شده با ‏CFRP‏ و تقویت شده بوسیله ‏CFRP‏ به همراه انکراژ مکانیکی با استفاده از نرم‌افزار جزءمحدود ‏Abaqus‏ مدل‌سازی شده و پس از مطابقت ‏با نتایج آزمایشگاهی مورد تحلیل قرار گرفت.مقایسه نتایج نمونه های تقویت شده با نمونه کنترلی نشان داد، استفاده از ‏CFRP‏ باعث ‏افزایش ‏‎27‎‏ درصد و استفاده همزمان از ‏CFRP‏ و انکراژ باعث افزایش 94 درصد ظرفیت نهایی تیر می‌گردد.‏</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی عددی کاهش آبشستگی پایین دست حوضچۀ آرامش تیپ 1 با استفاده از تغییر هندسه کف از تخت به پلکان دار</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_242654.html</link>
      <description>در مقالۀ حاضر به منظور کاهش عمق آبشستگی در پایین دست حوضچۀ آرامش تیپ 1 استفاده از تغییر در هندسه کف از حالت تخت به پلکان دار در انتهای حوضچۀ آرامش پیشنهاد و بررسی گردیده و تأثیر این پلکان در شیب‌های مختلف 0، 9، 14 و27 درجه مورد بررسی قرار گرفته است. در این مطالعه برای بررسی تأثیر شیب‌های مذکور در شرایط مختلف بر میزان آبشستگی پایین دست حوضچه‌های آرامش از مدلسازی عددی استفاده شده است. مدل سرریز سد انحرافی چالوس واقع در استان مازندران برای بررسی مذکور انتخاب و با پلکانی نمودن کف این حوضچه، تأثیر آن مورد بررسی قرار گرفته است. شبیه‌سازی با استفاده از نرم‌افزار Flow-3D تحت زاویه‌ها و ابعاد مختلف پله‌ها انجام گرفته است. نتایج به دست آمده از تحلیل‌ها نشان می‌دهد که با افزایش شیب، حداکثر عمق آبشستگی در پایین دست حوضچۀ آرامش دارای کف پلکانی نسبت به حالت بدون پلکان تا 38/46 درصد کاهش یافته است. همچنین طول گودال آبشستگی در پایین دست حوضچۀ آرامش دارای کف پلکانی نسبت به حالت بدون پلکان تا 28/57 درصد کاهش یافته است. پلکانی کردن کف حوضچه باعث کاهش انرژی جنبشی مانده در پایین دست تا 14/63 درصد می‌گردد. شبیه‌سازی عددی پدیده‌های فیزیکی امکان بررسی دقیق‌تر میدان جریان، بردارهای سرعت و کانتورهای فشار  و گودال آبشستگی را فراهم می‌کند که در این مقاله به صورت مبسوط به آن نیز پرداخته شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>Analysis of Building Envelopes for the Environmental Aspect of Sustainable Development: A Systematic Review</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_242823.html</link>
      <description>The building envelope plays a decisive role in advancing sustainable development by directly governing operational energy demand. This systematic review assesses the environmental impacts of walls, windows, doors, and roofs across various climate zones, with a focus on energy reduction and efficiency improvements. A structured Google Scholar search identified 214 peer-reviewed studies published between 2015 and 2024, from which physical and thermal data were extracted, critically appraised, and synthesized. Findings reveal that advanced wall insulation technologies, including phase-change materials and living walls, can reduce heat transfer by up to 40%. Similarly, window-to-wall ratios of 0.30–0.45, when combined with low-emissivity glazing (U &amp;amp;lt; 1.5 W m⁻² K⁻¹), reduce whole-building energy use by 12.16% and conductive heat gains by 30%. Moreover, well-sealed multilayer doors significantly minimize infiltration losses and enhance indoor comfort. Roof innovations also prove effective: in hot–arid climates, green roofs attenuate heat flux by 87%, while cool roofs lower summer cooling loads by 10–15%. Taken together, optimizing envelope components reduces operational energy consumption by a broad range of 2.73–65.27%, aligning closely with the Paris Agreement&amp;amp;#039;s carbon-reduction targets. Remaining gaps include adaptive window shading, performance of green roofs in cold climates, and the integration of Construction 4.0 technologies, which together highlight a clear roadmap for maximizing future building energy performance and sustainability.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه چهارچوب تعیین و مدیریت جریان نقدینگی ورودی پیمانکار براساس ضوابط حاکم بر شرایط عمومی پیمان در بستر مدل اطلاعاتی ساخت (BIM)</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_242840.html</link>
      <description>در صورت نبود چهارچوبی دقیق به‌منظور تعیین و مدیریت درلحظه جریان نقدینگی ورودی پروژه، عواملی از قبیل عدم پرداخت به‌موقع صورت‌وضعیت‌ها توسط کارفرما و کسر مبالغی به‌عنوان کسورات قانونی پیمان، می‌تواند پیمانکار را با مشکلات مالی متعددی روبرو کرده و موجب عدم تحقق اهداف پروژه شود. امروزه با رواج فناوری‌های نوین رایانه‌ای همچون مدل‌سازی اطلاعات ساخت می‌توان در هرلحظه از پروژه جریان نقدینگی ورودی را به‌راحتی و کمتر از چند دقیقه محاسبه نمود. در این پژوهش ابتدا چهارچوبی به‌منظور تعیین جریان نقدینگی ورودی پیمانکار مبتنی بر مدل اطلاعاتی ساخت و ضوابط حاکم بر شرایط عمومی پیمان تدوین شده است. سپس با پیاده‌سازی مدل تدوین‌شده در یک پروژه ساختمانی، جریان نقدینگی ورودی پیمانکار در پروژه موردمطالعه به‌طور دقیق محاسبه گردید. در ادامه، با هدف انجام فرآیند مدیریت جریان نقدینگی ورودی، سه سناریوی پیشنهادی مرتبط با دریافت پیش‌پرداخت و وام بانکی ارائه و بر اساس شاخص‌های سودآوری و نقدینگی با یکدیگر مقایسه شدند. همچنین به‌منظور شناسایی میزان اثرگذاری متغیرهای کلیدی بر نتایج مدل، تحلیل حساسیت با روش PAWN انجام گرفت. نتایج حاصل نشان داد که تابع سودآوری بیشترین حساسیت را نسبت به متغیرهای مالی و سرمایه‌گذاری دارد، در حالی‌که تابع نقدینگی عمدتاً تحت تأثیر عوامل مرتبط با جریان‌های ورودی وجوه نقد قرار می‌گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی آزمایشگاهی تأثیر کاربرد دانش معماری بومی یزد بر رفتار لرزه‌ای دیوارهای خشتی</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_242857.html</link>
      <description>در مواجهه با ثروت‌های فرهنگی باید از بستر و درون فرهنگ پدیدآورنده آن‌ها، اقدام به ارزیابی و سپس حفاظت کالبدی نمود و از فنونی بهره برد که از درون فرهنگ محلی بالیده شده‌اند. به این دلیل آشنایی با رموز فرهنگی و شناخت دقایق فنی، راه را برای حفاظت کالبدی و تداوم سنت‌های بومی هموار می‌نماید. معماری فاخر خشتی ناحیۀ دشت یزد-اردکان که دربرگیرندۀ تعداد زیادی خانه و بناهای تاریخی است؛ نیز از این قاعده مستثنا نیست. این معماری سرشار از فنون و روش‌هایی است که نه‌تنها تأثیر دقیق آن‌ها بر رفتار لرزه‌ای سازه کمتر موردبررسی آزمایشگاهی و عددی قرارگرفته بلکه شناخت و دسته‌بندی آن‌ها نیز تا حد زیادی خارج از دایرۀ توجه پژوهشگران بوده است. براین‌اساس هدف از مقالۀ حاضر بررسی آزمایشگاهی رفتار لرزه‌ای داخل صفحۀ دیوارهای خشتی است که با استفاده از یک روش دیوارچینی در معماری سنتی یزد به نام «پِچ» که در آن تمامی بندهای قائم بین ‌خشت‌ها توسط ملات گل پر می‌شوند و نیز با بهره‌گیری از واحدهای خشتی که بر پایۀ اسلوب سنتی تولیدشده‌اند (اصطلاحاً خشت آبمال)، ساخته می‌شوند. نمونه‌های آزمایشگاهی شامل چهار دیوار خشتی (دو عدد ساخته‌شده با روش‌های بومی و دو عدد بدون بهره‌گیری از این روش‌ها) به ابعاد 100 سانتی‌متر طول، 90 سانتی‌متر ارتفاع و 20 سانتی‌متر ضخامت بودند. دیوارهای مذکور تحت سربار ثابت 2/0 مگا پاسکال به همراه بارگذاری جانبی چرخه‌ای مورد آزمایش قرار گرفتند. نتایج تحقیق نشان داد که به‌کارگیری دانش بومی در ساخت دیوارهای خشتی افزایش حدود 40 درصدی ظرفیت باربری جانبی، افزایش مقاومت برشی و سختی درون صفحه‌، استهلاک انرژی آن‌ها دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه روشی جدید برای محاسبه مشخصات استرات معادل در سازه های دارای دیوار میانقاب</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_243135.html</link>
      <description>میانقابها به عنوان جداکننده فضا، تقریبا در تمام سازه ها مشاهده میشوند. این عناصر غیرسازه ای با تغییر سختی و مقاومت جانبی سازه، در پاسخ دینامیکی آن تحت اثر زلزله به شدت موثرند. روشهای متعددی برای مدلسازی میانقاب در سازه ها ارائه شده اند که کاربردی ترین آن در آیین نامه های ساختمانی، مفهوم استرات معادل است. در این روش، میانقاب با عضو فشاری مورب معادل سازی میشود. محققین روابط متعددی را برای عرض موثر استرات ارائه نموده اند که دقت و کاربرد آنها محدود است. در این مقاله روش جدیدی برای محاسبه سختی استرات معادل ارائه شده است. بر اساس این الگوریتم، سختی لحظه ای استرات درکل محدوده خطی و غیرخطی طوری بدست می آید که منحنی بارافزون سازه دارای استرات، بیشترین تطابق ممکن را با منحنی بارافزون سازه دارای دیوار میانقاب داشته باشد. یک برنامه کامپیوتری در محیط متلب- آباکوس تهیه شد که این الگوریتم را اجرا میکند. پس از صحت سنجی عملکرد نرم افزار، از آن برای محاسبه مشخصات استرات معادل در دو نمونه تست آزمایشگاهی استفاده شد. نتایج نشان میدهند که دقت عملکرد استرات بدست آمده از روش پیشنهادی، نسبت به روابط محققین قبلی بسیار بیشتر است. حداکثر خطا در تخمین نمودار بارافزون، حتی در فاز رفتار غیرخطی به 6% محدود شد که نشان میدهد میتوان از این روش، با اطمینان برای محاسبه مشخصات استرات معادل استفاده نمود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی مقاومت فشاری محصورنشده و رفتار ریزساختاری خاک ماسه‌ای ورزنه‌ی تثبیت‌شده با ژئوپلیمر بر پایه‌‌ی پودر آجر بازیافتی</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_243136.html</link>
      <description>خاک‌های ماسه‌ای بددانه‌بندی‌شده به ‌دلیل پایداری و ظرفیت باربری پایین، نیازمند بهسازی مؤثر برای بهبود عملکرد ژئوتکنیکی هستند. تثبیت این نوع خاک‌ها با مصالح سیمانی سنتی مانند آهک و سیمان، علاوه بر هزینه‌ی بالا، موجب انتشار قابل توجه دی‌اکسیدکربن و آسیب‌های زیست‌محیطی می‌شود. ازاین‌رو، ژئوپلیمرها به ‌عنوان چسباننده‌های پایدار بر پایه‌ی منابع آلومینوسیلیکاتی، جایگزینی مؤثر و سازگار با محیط زیست برای تثبیت خاک به شمار می‌روند. در این پژوهش، به‌ منظور بررسی رفتار مکانیکی خاک تثبیت‌شده با چسباننده‌ی ژئوپلیمری، به بررسی رفتار تک‌محوری خاک ماسه‌ای منطقه ورزنه استان اصفهان با ژئوپلیمر بر پایه‌ی پودر آجر بازیافتی پرداخته شده است. روش تحقیق، شامل ترکیب خاک با سه درصد وزنی مختلف از چسباننده (۱۰، ۲۰ و ۳۰ درصد) و چهار نسبت محلول فعال‌ساز به چسباننده (0.5، 0.75، 1 و 1.5) بود. فعال‌ساز قلیایی از ترکیب محلول هیدروکسید سدیم ۸ مولار و سیلیکات سدیم تهیه شد. نمونه‌ها در دوره‌های عمل‌آوری ۷، ۱۴ و ۲۸ روزه، تحت آزمایش مقاومت فشاری محصورنشده و تحلیل‌های ریزساختاری با روش‌های SEM و‌ XRD قرار گرفتند. با توجه به نتایج، ژئوپلیمر مورد استفاده، سبب افزایش مقاومت فشاری خاک نسبت به نمونه‌ی شاهد گردید. بیشترین مقاومت فشاری برابر با 15.6 مگاپاسکال، در ترکیب حاوی 20 درصد پودر آجر بازیافتی و نسبت فعال‌ساز به چسباننده‌ی 1، پس از ۲۸ روز عمل‌آوری حاصل شد که تقریباً دو برابر مقاومت حداکثر در نمونه‌های تثبیت‌‌شده با ۱۱ درصد سیمان پرتلند بوده و برتری مکانیکی سیستم ژئوپلیمری را نشان می‌دهد. نسبت A/B برابر با 1، با ایجاد تعادل مناسب در قلیاییت محیط، انحلال مؤثر فازهای آلومینوسیلیکاتی و تشکیل ماتریس متراکم‌تر ژل N–A–S–H را فراهم نمود. نتایج تحلیل ریزساختاری نیز تشکیل این ژل و کاهش تخلخل را تأیید کردند. با توجه به نتایج این مطالعه، ژئوپلیمرهای مبتنی بر پسماند می‌توانند به‌ عنوان جایگزینی پایدار و سازگار با محیط زیست برای تثبیت خاک  مورد استفاده قرار گیرند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مروری جامع بر اندرکنش گسلش سطحی زلزله با سازه‌های روسطحی و راهبردهای کاهش خطر</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_243162.html</link>
      <description>گسلش یک پدیده زمین‌ساختی است که با ایجاد ترکیبی از ارتعاشات گذرا و جابجایی‌های ماندگار می‌تواند اثرات مخربی بر سازه‌های واقع در محدوده گسل بر جای گذارد. در حالی که ارتعاشات لرزه‌ای تا فواصل دور گسترش می‌یابد، تغییرشکل‌های ماندگار عمدتاً سازه‌های مستقر بر روی پهنه گسل را تحت تأثیر قرار می‌دهد. پس از زلزله‌های ۱۹۹۹ ترکیه و تایوان که با گسلش سطحی همراه بودند، توجه محققان به اثرات جابجایی ماندگار افزایش یافت. مشاهده تفاوت قابل توجه در میزان آسیب‌پذیری سازه‌ها در این زلزله‌ها اهمیت بررسی اندرکنش گسلش سطحی با سازه‌ها را نمایان کرد. این مقاله با تمرکز بر ساختمان‌ها به عنوان یکی از مهم‌ترین انواع سازه‌های روسطحی، به مرور مطالعات این زمینه در سه حوزه مشاهدات میدانی، مدل‌های آزمایشگاهی و شبیه‌سازی‌های عددی می‌پردازد. راهکارهای کاهش خطر در قالب دو رویکرد کلی روش‌های ژئوتکنیکی و روش‌های سازه‌ای دسته‌بندی شده و در جداولی مجزا به همراه نوع اعتبارسنجی و محدودیت‌های کلیدی هر روش ارائه شده‌اند. اثربخشی این راهکارها تحت تأثیر عواملی مانند نوع گسل، هندسه و موقعیت فونداسیون، مشخصات روسازه و ویژگی‌های خاک قرار دارد. نتایج نشان می‌دهد نوع فونداسیون مهم‌ترین عامل تعیین‌کننده در میزان آسیب‌پذیری است و پی‌های گسترده صلب و یکپارچه با پشتوانه قوی میدانی، معتبرترین راهکار محسوب می‌شوند. راهکارهای بررسی‌شده و شرایط کاربرد آنها می‌تواند راهنمایی برای طراحی عملی سازه‌ها در پهنه‌های گسلی باشد. در نهایت، با اشاره به عدم قطعیت‌های موجود از جمله محل دقیق رخنمون گسل و تعمیم‌پذیری نتایج مطالعات آزمایشگاهی و عددی، رهنمودهایی برای پژوهش‌های آتی ارائه می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیش‌بینی مقاومت فشاری بتن اصلاح‌شده با پلی‌اتیلن گلیکول (PEG) با استفاده از مدل‌های یادگیری ماشین</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_243824.html</link>
      <description>در این پژوهش، تأثیر پلی‌اتیلن گلیکول (PEG) به‌عنوان عامل عمل‌آوری داخلی در بتن با استفاده از رویکرد داده‌محور بررسی شد. ابتدا 1200 داده از مقالات منتشرشده در ژورنال‌های معتبر گردآوری و پس از پیش‌پردازش و حذف داده‌های پرت، به 723 رکورد قابل‌اعتماد تقلیل یافت. برای پیش‌بینی مقاومت فشاری بتن حاوی PEG، پنج مدل یادگیری ماشین شامل رگرسیون خطی (LRM)، درخت تصمیم، جنگل تصادفی، XGBoost و ماشین بردار پشتیبان (SVM) آموزش داده شدند و عملکرد آن‌ها با شاخص‌های MAE، RMSE، R² وSI ارزیابی شد. نتایج نشان داد که مدل XGBoost با کمترین مقدار MAE برابر با 496/0 و RMSE برابر با 626/0 و بالاترین مقدار R²، بهترین عملکرد پیش‌بینی را در این مجموعه‌داده ارائه داد. تحلیل اهمیت متغیرها نشان داد که وزن مولکولی PEG نقش تعیین‌کننده‌تری نسبت به درصد مصرف آن دارد، به‌طوری‌که PEG با وزن مولکولی بالاتر (مانند PEG 4000 و PEG 6000) حتی در مقادیر کمتر می‌تواند عملکرد بهتری نسبت به PEG با وزن مولکولی پایین‌تر نشان دهد. همچنین نتایج نشان داد که در بتن‌های پرمقاومت با نسبت آب به سیمان کمتر از 33/0، افزایش کنترل‌شده مقدار PEG می‌تواند به تأمین آب مورد نیاز برای ادامه هیدراتاسیون کمک کند. بر اساس گزارش‌های موجود درتحقیقات انجام شده، استفاده هم‌زمان از PEG و دوده سیلیسی تا حدود 8 درصد می‌تواند موجب بهبود ریزساختار و افزایش تشکیل ژل C–S–H شده و در نتیجه به افزایش مقاومت و دوام بتن کمک کند. در مجموع، این پژوهش با ارائه یک چارچوب پیش‌بینی داده‌محور مبتنی بر XGBoost و بررسی نقش پارامترهایی مانند وزن مولکولی PEG، نسبت آب به سیمان و دوده سیلیسی، می‌تواند به‌عنوان ابزاری کمکی برای طراحی مخلوط بتن‌های عمل‌آوری‌شده داخلی مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیش‌بینی مقاومت چسبندگی در بتن پرمقاومت مسلح‌شده با میلگرد‌های پلیمری تقویت‌شده با الیاف شیشه (GFRP) با استفاده از یادگیری ماشین</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_243826.html</link>
      <description>با گسترش استفاده از مصالح نوین در سازه‌های مقاوم، آرماتورهای پلیمری شیشه‌ای به‌عنوان جایگزینی سبک و مقاوم در برابر خوردگی برای میلگردهای فولادی مطرح شده‌اند. با این حال، رفتار چسبندگی این آرماتورها با بتن‌های پرمقاومت به‌طور کامل درک نشده و پیش‌بینی دقیق آن با چالش‌هایی همراه است. این پژوهش با هدف توسعه مدلی داده‌محور برای پیش‌بینی مقاومت چسبندگی بین میلگردهای پلیمری شیشه‌ای و بتن‌های پرمقاومت انجام شده است. بدین منظور، پایگاه داده‌ای شامل ۱۶۲ نمونه آزمایشگاهی از منابع معتبر گردآوری شد. ویژگی‌هایی نظیر قطر میلگرد، طول مهاری، پوشش بتن، مقاومت فشاری، مدول الاستیسیته و مقاومت کششی میلگرد در این مجموعه ثبت شده‌اند. سه الگوریتم یادگیری ماشین شامل درخت تصمیم، جنگل تصادفی و نزدیک‌ترین همسایگان برای مدل‌سازی به‌کار گرفته شدند. همچنین، از جستجوی شبکه‌ای برای بهینه‌سازی پارامترهای مدل‌ها استفاده شد. نتایج نشان دادند که مدل درخت تصمیم، دقت بالاتری نسبت به سایر مدل‌ها دارد و پس از بهینه‌سازی به ضریب تعیین 0/93، میانگین خطای مطلق برابر با 1/52 و ریشه میانگین مربعات خطا برابر با 1/92 مگاپاسکال دست یافت. مدل نزدیک‌ترین همسایگان نیز عملکرد قابل توجهی پیدا کرد و ضریب تعیین آن از 0/69 به 0/89 افزایش یافت، هرچند همچنان از درخت تصمیم ضعیف‌تر بود. جنگل تصادفی نیز بهبود نسبی داشت اما دقت کمتری نشان داد. تحلیل اهمیت ویژگی‌ها بیانگر نقش کلیدی طول مهاری میلگرد بود که نزدیک به نیمی از سهم مدل را به خود اختصاص داد. در نهایت، پژوهش حاضر نشان می‌دهد که مدل‌های یادگیری ماشین، به‌ویژه درخت تصمیم، ابزاری مؤثر، دقیق و تفسیرپذیر برای پیش‌بینی رفتار چسبندگی میلگردهای پلیمری شیشه‌ای در بتن‌های پرمقاومت هستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی آزمایشگاهی تأثیر خم میلگردهای طولی در انتهای آزاد بر رفتار چرخه‌ای تیرهای طره‌ای</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_243827.html</link>
      <description>در صورت رعایت طول مهاری مستقیم میلگردهای طولی در تیرهای طره الزامی به خم میلگرد طولی در انتهای آزاد تیرهای طره نیست. روابط طول مهاری مستقیم میلگردهای طولی عمدتاً بر اساس بارگذاری یک جهته توسعه یافته اند و کمتر تحت اثر بارهای تناوبی و رفت برگشتی کنترل شده‌اند. در صورتی که تیرهای طره در معرض بارگذاری رفت و برگشتی قرار  گیرند، احتمال شروع لغزش از انتهای آزاد آنها وجود دارد و این لغزش با کاهش مقاومت داولی و گسترش ترک احتمالی می‌تواند باعث کاهش مقاومت برشی و مود شکست برشی و ترد گردد. در این تحقیق، این موضوع به صورت آزمایشگاهی مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. بدین منظور، دو نمونه تیر کنسول با قلاب در انتهای آزاد و دو نمونه بدون قلاب تحت بارگذاری چرخه‌ای قرار گرفتند. در طراحی نمونه‌های آزمایشگاهی، ضوابط طول مهاری و تأمین مقاومت برشی منطبق بر مبحث نهم مقررات ملی ساختمان (ویرایش ۱۳۹۹) و ضوابط متناظر ACI 318-19 رعایت گردید. بر اساس نتایج به دست آمده، تیرهای بدون قلاب انتهایی بعد از  چند چرخه از بارگذاری، در نزدیک انتهای آزاد خود دچار ترک خوردگی برشی و مهاری شدند به طوری که شکل پذیری و مقاومت نهایی آنها کاهش یافت. در نمونه‌های مسلح به میلگرد طولی دارای خم انتهایی، مود شکست برشی مشاهده نگردید و حدود ۳۵ تا ۴۰ درصد افزایش مقاومت جانبی و حدود ۳۷ درصد افزایش شکل‌پذیری نسبت به نمونه‌های فاقد خم به‌دست آمد. همچنین میزان اتلاف انرژی تجمعی در سیکل‌های نهایی تقریباً دو برابر و مقدار میرایی ویسکوز معادل از حدود ۸ درصد به بیش از ۱۳ درصد افزایش یافت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه آزمایشگاهی و عددی قاب‌های بتن‌آرمه دارای پای ستون‌های تقویت‌شده با ورقه‌های کامپوزیت سیمانی الیافی بالاعملکرد در پیکربندی‌های L-شکل و جانبی</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_244169.html</link>
      <description>ناحیه پای ستون در قاب‌های بتن‌آرمه به دلیل تمرکز تنش و انتقال نیرو بین ستون و فونداسیون از بخش‌های بحرانی سازه محسوب می‌شود. در این پژوهش، تأثیر تقویت پای ستون با ورقه‌های کامپوزیت‌های سیمانی الیافی بالاعملکرد در دو پیکربندی شامل L-شکل و صفحات جانبی بر رفتار قاب بتن‌آرمه مورد بررسی قرار گرفته است. به منظور تعیین خواص مکانیکی ماده تقویتی، نمونه‌های کامپوزیت‌های سیمانی الیافی بالاعملکرد با درصدهای مختلف جایگزینی پودر ولاستونیت به جای سیمان ساخته شده و آزمایش‌های فشاری، کششی و خمشی بر روی آن‌ها انجام شد. سپس یک قاب بتن‌آرمه در نرم‌افزار آباکوس مدل‌سازی و پس از صحت‌سنجی مدل، اثر روش‌های تقویت بر عملکرد سازه ارزیابی شد. همچنین مطالعه پارامتریک با تغییر ضریب &amp;amp;alpha; برای بررسی تأثیر طول ناحیه تقویت انجام گرفت. نتایج نشان داد که هر دو روش تقویت موجب افزایش ظرفیت باربری جانبی قاب نسبت به قاب مرجع با ظرفیت 478/111 کیلونیوتن می‌شوند. در پیکربندی L-شکل، ظرفیت باربری از 58/143 تا 07/165 کیلونیوتن افزایش یافت که معادل حدود 29 تا 48 درصد بهبود نسبت به قاب مرجع است. در مقابل، در پیکربندی صفحات جانبی ظرفیت باربری در محدوده 93/118 تا 66/121 کیلونیوتن قرار داشت که افزایش حدود 7 تا 9 درصدی را نشان می‌دهد. نتایج بیانگر آن است که پیکربندی L-شکل به دلیل درگیری همزمان ستون و فونداسیون و بهبود انتقال نیرو در ناحیه پای ستون، عملکرد مؤثرتری نسبت به صفحات جانبی ارائه می‌دهد</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین الگوی حکمرانی دوگانه در پروژه‌ها و طبقه بندی تصمیمات مدیران در چرخه حیات پروژه</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_244170.html</link>
      <description>در عصر انقلاب صنعتی چهارم و تحول دیجیتال، مدیریت پروژه با چالش‌های نوظهوری نظیر افزایش پیچیدگی، تغییر معیارهای موفقیت و تضاد منابع مواجه شده است که ضرورت بازنگری در الگوهای تصمیم‌گیری را برجسته می‌سازد. علی‌رغم توسعه تکنیک‌های مدرن تصمیم‌گیری، فقدان یک مدل جامع که انواع تصمیمات را در سطوح مختلف سلسله‌مراتبی و مراحل چرخه عمر پروژه یکپارچه سازد، منجر به ابهام در اختیارات و ناکارآمدی شده است. این پژوهش باهدف پر کردن این شکاف علمی، به دنبال توسعه یک چارچوب تصمیم‌گیری یکپارچه است که ضمن شناسایی و طبقه‌بندی تصمیمات کلیدی، مرزهای اختیار میان مدیر پروژه و سازمان مادر را شفاف سازد. روش‌شناسی پژوهش در دو فاز انجام پذیرفت، ابتدا با بهره‌گیری از پروتکل پریسما، یک مرور نظام‌مند بر ادبیات گسترده مدیریت پروژه صورت گرفت که منجر به استخراج و شناسایی ۳۲ تصمیم حیاتی در پنج فاز چرخه عمر پروژه گردید. در فاز دوم، به‌منظور اعتبارسنجی تجربی این مدل در محیطی با پیچیدگی و عدم ‌قطعیت بالا، یک مطالعه موردی عمیق در سازمان صنایع دفاعی انجام شد. با توزیع پرسش‌نامه تخصصی میان مدیران پروژه، جایگاه تصمیم‌گیری برای هر یک از ۳۲ مؤلفه شناسایی شده و الگوی توزیع قدرت میان مدیران و لایه‌های حاکمیتی سازمان تحلیل گردید. یافته‌های پژوهش نشان داد که در سازمان‌های دفاعی، الگوی حکمرانی از مدل «دوگانه انضباط استراتژیک - اقتدار تکنیکال» پیروی می‌کند. نتایج حاکی از آن است که درحالی‌که تصمیمات استراتژیک (مانند انتخاب پروژه و تأمین مالی) و بخشی از تصمیمات اجرایی (مانند تشکیل تیم) در انحصار سازمان باقی‌مانده است، مدیران پروژه در تصمیمات تکنیکال (مدیریت ریسک، زمان و هزینه) از استقلال کامل برخوردارند. این پژوهش در نهایت چارچوبی کاربردی ارائه می‌دهد که با تفکیک دقیق ۳۲ تصمیم در ماتریس «زمان - اختیار»، به سازمان‌ها کمک می‌کند تا گلوگاه‌های تصمیم‌گیری را پیش‌بینی کرده و تعارضات صف و ستاد را کاهش دهند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی رفتار چرخه‌ای میراگر تسلیمی چندسطحی با پیکربندی هندسی نوین لوله‌های فولادی: مطالعه عددی و آزمایشگاهی</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_244247.html</link>
      <description>میراگرهای با عملکرد چند سطحی، توسعه یافته میراگرهای فلزی تسلیم شونده و از مستهلک کننده‌های غیرفعال انرژی می باشند. در این مقاله میراگری با عملکرد چند سطحی، ساختار جدید و هندسه قابل اجرا برای بهبود رفتار لرزه ای سیستم های سازه ای پیشنهاد شده است. هسته اصلی ساختار پیشنهادی، متشکل از دو لوله فولادی هم محور به همراه قطعات کششی دارای صفحات فولادی شکافدار و میلگردهای فولادی است. در این ساختار، از خاصیت تماس بین قطعات برای انتقال نیرو استفاده شده است. رفتار چرخه ای یک نمونه لوله ای در آزمایشگاه تعیین شد. داده های این آزمایش جهت ایجاد یک مدل پایه اجزای محدود و ارزیابی دقت آن مورد استفاده قرار گرفت. سپس مدل‌های تحلیلی میراگر با استفاده از نرم افزار اجزای محدود ABAQUS تهیه شد. به منظور بررسی تاثیر تغییرات قطر و ابعاد لوله‌های فولادی، رفتار چهارده نمونه عددی با قطرها و ضخامت‌های متفاوت مورد بررسی عددی قرار گرفت. نتایج بررسی نشان داد که این سیستم پس ازخرابی لوله داخلی، در سطح دوم ظرفیت استهلاک انرژی قابل توجه دارد. با توجه به پایداری لوله خارجی و قطعات کششی، این میراگر ظرفیت جذب انرژی را، به ویژه برای کنترل سازه در برابر جابجایی‌های بزرگ، تأمین می‌کند. با توجه به نتایج بدست آمده، نسبت میرایی ویسکوز معادل برای نمونه‌های عددی در محدوده 17 تا 32 درصدی حاصل شده است. با بررسی عملکرد میراگر پیشنهادی ملاحظه شد که ساختار پیشنهادی دارای رفتار پایدار بوده و این قابلیت را دارا می‌باشد که بسته به نیاز سازه پارامترهای مانند سختی، مقاومت و استهلاک انرژی را در دو تراز مختلف ارائه دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رفتار دیوار برشی بتن مسلح دارای گشودگی پس از ساخت تقویت شده با ورق فولادی</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_244393.html</link>
      <description>دیوارهای برشی معمولاً در ساختمان‌های بلند برای مقاومت در برابر بارهای ناشی از باد و زلزله استفاده می‌شوند. به طور کلی، پاسخ سازه‌ای یک دیوار برشی به نوع بارگذاری، نسبت ابعاد دیوار برشی، اندازه و محل گشودگی‌ها  و جزئیات شکل‌پذیری (تقویت و طراحی لرزه‌ای) در اطراف گشودگی‌ها بستگی دارد. با این حال، نظر واحدی در خصوص اثر گشودگی‌ها بر روی رفتار دیوارهای برشی وجود ندارد. در بیشتر موارد، این دیوارهای برشی نیاز به پنجره‌، در و مجاری تأسیساتی دارند که در طراحی اولیه گنجانده نشده یا پیش‌بینی نشده و بعداً پس از ساخت ایجاد می‌شوند. در این موارد، تقویت خارجی اصلاحی برای بازگرداندن یکپارچگی سازه و بازیابی ظرفیت لرزه‌ای ساختمان مورد نیاز است. در این مقاله به بررسی اثرات گشودگی‌های با خروج از مرکزیت صفر تا 20%، افزایش عرض و ارتفاع گشودگی‌ها، اثرات مقاومت فشاری بتن، اثرات ورق‌های فولادی تقویت‌کننده در اطراف گشودگی‌ها بر ظرفیت باربری، سختی، تنش و کرنش در بتن و میلگرد دیوارهای برشی و حالت‌های آسیب و شکست دیوارهای برشی با استفاده از روش اجزای محدود غیرخطی در نرم‌افزار آباکوس (ورژن 2023) پرداخته شده است. با ایجاد گشودگی‌های پس از ساخت، ظرفیت باربری و سختی اولیه در این دیوارها کاهش یافته است. نتایج حاکی از آن است که مقاوم سازی با ورق‌های فولادی در اطراف گشودگی‌ها بسیار موثر بوده، به طوری که، ظرفیت باربری نهایی با اختلاف نسبی 3% تا 6%، نزدیک به ظرفیت باربری دیوار برشی بدون گشودگی شده است. پس از تقویت اطراف گشودگی‌های پس از ساخت با ورق‌های فولادی، ورق فولادی بخشی از تنش دیوار را به اشتراک گذاشته و دامنه تنش و کرنش میلگردها در اطراف گشودگی‌ها کاهش یافته است. در نتیجه، عملکرد باربری کلی دیوار برشی بتن مسلح نیز به طور مؤثر بازیابی شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل‌سازی و پیش‌بینی مقاومت فشاری ملات ژئوپلیمری حاوی پوزولان تفتان با روش تاگوچی و الگوریتم GEP</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_244394.html</link>
      <description>ملات‌های ژئوپلیمری به‌ عنوان مصالحی پایدار و دوستدار محیط ‌زیست، به‌ دلیل کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای و استفاده از منابع آلومینوسیلیکاتی جایگزین، گزینه‌ای مناسب برای جایگزینی سیمان پرتلند در صنعت ساخت‌ و ساز محسوب می‌شوند. با وجود مطالعات گسترده در زمینه بهبود عملکرد مکانیکی این مصالح، پیش‌بینی دقیق مقاومت فشاری با استفاده از روابط ساده و قابل‌اعتماد همچنان یک چالش اساسی است. در این پژوهش، به‌منظور ارائه رابطه‌ای ساده برای پیش‌بینی مقاومت فشاری ملات ژئوپلیمری حاوی پوزولان تفتان، از ترکیب روش طراحی آزمایش تاگوچی، به عنوان بهینه‌ساز تعداد آزمایشات مورد نیاز و الگوریتم برنامه‌ریزی بیان ژنی، به عنوان یک روش تکاملی مبتنی بر یادگیری نمادین برای مدل‌سازی رابطه‌ای غیرخطی بین پارامترها و مقاومت فشاری، استفاده شد. سه پارامتر کلیدی شامل نسبت آب به مواد جامد، نسبت سیلیس به سدیم و درصد جایگزینی سیمان در چهار سطح مختلف بررسی گردید. بر اساس آرایه متعامد تاگوچی، شانزده طرح اختلاط تهیه و مقاومت فشاری نمونه‌ها در سن ۲۸ روز اندازه‌گیری شد. سپس با استفاده از الگوریتم برنامه‌ریزی بیان ژنی، مدل ریاضی برای پیش‌بینی مقاومت فشاری توسعه یافت. نتایج نشان داد نسبت آب به مواد جامد بیشترین تأثیر را بر مقاومت فشاری دارد. جهت ارزیابی دقت مدل پیشنهادی، معیارهای ضریب همبستگی، ضریب نش، میانگین درصد خطا و ریشه میانگین مربعات خطا محاسبه شدند که مقادیر بدست آمده برای آ‌‌ن‌ها به ترتیب برابر است با: 97/0، 93/0، 48/11% و 90/3. براساس این مقادیر مدل ارائه‌شده دقت بالایی در پیش‌بینی مقاومت فشاری داشته و می‌تواند در بهینه‌سازی طرح اختلاط ملات‌های ژئوپلیمری مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی آزمایشگاهی و عددی عملکرد لرزه‌ای اتصالات فولادی مجهز به میراگر تسلیمی قابل‌تعویض</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_244424.html</link>
      <description>میراگرهای تسلیمی به‌عنوان اجزای اتلاف انرژی می‌توانند با قرارگیری در اتصالات سازه‌ای، بخش قابل‌توجهی از انرژی ورودی ناشی از زلزله را مستهلک کرده و در نتیجه میزان نیروی منتقل‌شده به اجزای اصلی سازه را کاهش دهند. در این تحقیق، طرحی جدید برای اتصال تیر به ستون ارائه شده است که در آن از یک میراگر تسلیمی قابل‌تعویض استفاده می‌شود. در گام نخست، رفتار آزمایشگاهی سه اتصال مجهز به میراگرهای با شکل‌های O، U و S مورد بررسی قرار گرفت. از نتایج هیسترزیس آزمایشگاهی، شاخص‌های لرزه‌ای شامل لنگر بیشینه، سختی الاستیک، میزان شکل‌پذیری، انرژی جذب‌شده تجمعی و نسبت میرایی معادل استخراج شد. با توجه به عملکرد مطلوب‌تر اتصال مجهز به میراگر Uشکل در آزمایش‌ها، بخش عددی پژوهش بر همین نوع میراگر متمرکز شد. به این ترتیب تأثیر تغییر شعاع خم و ضخامت میراگر Uشکل بر ویژگی‌های لرزه‌ای اتصال مورد بررسی قرار گرفت. در این بخش، 16 مدل عددی در نظر گرفته شد که شامل چهار مقدار متفاوت برای ضخامت و شعاع خم میراگر بودند. در نهایت، تأثیر تغییر مقطع تیر بر نتایج نیز بررسی شد، با این فرض که فاصله میراگر تا پین دوران ثابت باقی بماند. نتایج تجربی نشان دادند که میراگر Uشکل به دلیل هندسه خاص خود، بیشترین شکل‌پذیری و ظرفیت جذب انرژی را در میان نمونه‌ها ارائه می‌دهد. در مقابل، هرچند میراگر Sشکل دارای مقاومت اولیه بیشتری بود، اما به دلیل وقوع شکست زودرس، توان کمتری در جذب انرژی از خود نشان داد. نتایج تحلیل‌های عددی نیز نشان داد که با افزایش ضخامت و کاهش شعاع خم میراگر، مقادیر سختی اتصال، لنگر نهایی و انرژی تجمعی افزایش یافته و این تغییرات روندی غیرخطی دارند. همچنین بررسی اثر تغییر مقطع تیر نشان داد که تا زمانی که فاصله میراگر تا پین دوران ثابت باقی بماند، تغییر مقطع تیر تأثیر قابل‌توجهی بر نتایج نخواهد داشت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>Retrofitting of Oil Storage Tanks with Single Deck Floating Roof by Guide Poles under Earthquake Induced Excitation and Sloshing</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_244425.html</link>
      <description>Tanks with floating roofs are mainly used to store oil or oil products. The tank roof vibrates, and inside fluid is sloshed due to earthquake-induced excitation. Large movement causes the roof to hit the tank body, and in some cases, it will lead to tank damage and possible fire. Controlling the floating roof and reducing its movements will prevent post-quake fire. Seismic retrofitting has been studied in order to prevent severe movements of the roofs through analyzing the location of guide poles in the tanks. In this paper, the time histories of 15 earthquakes with different PGAs up to 3 times the gravity acceleration have been applied to the tank models with a single-deck floating roof, considering fluid height in 3 levels. Seismic retrofits were performed on the arrangement of guide poles and their locations that were applied in 4 different states on the models, and a total of 180 cases were analyzed, including all earthquakes, fluid levels, and different arrangements of guide poles. The analyses show that the conducted retrofits had a positive effect on the tank, reducing the movements of the floating roof. These changes in the floating roof displacement in the vertical direction (sloshing) were different, based on the number of elements, like guide poles, which were fully evaluated.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر اندازه الیاف پلی‌پروپیلن بر خواص مکانیکی بتن ژئوپلیمری دو جزئی حاوی سرباره کوره آهن گدازی و خاکستربادی تحت حرارت بالا</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_244426.html</link>
      <description>محدودیت‌های مواد اولیه در تولید بتن سیمانی پرتلند جهت فرایندهای ساخت و ساز، نشر گازهای گلخانه ای ناشی از تولید و هزینه بالا استفاده از مصالح و فراورده‌های جایگزین به چالشی جذاب برای مهندسین و پژوهشگران تبدیل نموده است. از این رو، بتن ژئوپلیمر حاوی الیاف به عنوان مخلوطی سازگار با محیط زیست و سازه ای با جایگزینی پوزولان‌های آلومیناسیلیکاتی به جای سیمان تلاشی قابل توجه در جایگزینی بتن سیمانی پرتلند بوده است. در این پژوهش، مخلوطی پایدار و با ویژگی‌های سازه ای محتوی الیاف پلی پروپیلن طراحی و تولید شده است. مخلوط‌های توسعه داده شده با تغییرات در اندازه الیاف پلی پروپیلن در سه طول 6،12 و 18 در نسبت‌های مختلف درصد محلول قلیایی به پوزولان مصرفی تولید و مورد ارزیابی مکانیکی و حرارتی قرار گرفت. استفاده از الیاف با طول 12 میلیمتر بهینه‌ترین اندازه از نظر مقاومتی در ساخت بتن ژئوپلیمری را دارا بوده است و مقاومت فشاری این نمونه نسبت به نمونه‌های ساخته شده با الیاف 6 و 18 میلیمتر به ترتیب 9/4 و 7/19درصد برای سن 28 روز افزایش داشته است. افزایش نسبت محلول قلیایی به پوزولان از 4/0 تا 425/0 برای نمونه‌های ژئوپلیمر نشان می‌دهد. همچنین در نمونه‌های با نسبت محلول به پوزولان برابر 4/0، بیشترین افت در دمای 700 درجه‌سانتی‌گراد مربوط به نمونه‌های حاوی الیاف 18 میلی متر و سپس 12 میلی متر بوده است و نمونه‌های GC با الیاف حاوی 6 میلی متر دارای افت کمتری بوده است. در ادامه این مطالعه، طرح‌های اختلاط بدست آمده به همراه خواص مکانیکی تحت حرارت نمونه‌ها در سن 28روز با استفاده از مدل‌های یادگیری ماشین شبکه عصبی مصنوعی و رگرسیون چندگانه خطی مدلسازی شد. مدل مبتنی بر شبکه عصبی مصنوعی دارای عملکرد قابل‌قبولی در پیش‌بینی خواص مکانیکی بتن ژئوپلیمری الیافی دو جزئی از خود نشان داده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی تأثیر کاربرد الیاف فولادی در بتن مصرفی بر رفتار شکل پذیری لرزه ای اتصال خارجی بتن مسلح در دمای محیط و پس از اثر حرارت‌های آتش سوزی</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_244439.html</link>
      <description>در مطالعة حاضر نتایج بررسی‌های تجربی در خصوص تأثیر کاربرد الیاف فولادی در اتصال خارجی بتن مسلح مورد بحث قرار گرفته است و تغییرات شکل‌پذیری لرزه‌ای در دمای محیط و پس از تجربة اثر آتش‌سوزی ارزیابی شده است. بدین منظور، شش نمونة اتصال مقیاس شده با خصوصیات ابعادی مشابه و به ازای سه مقدار متفاوت از نسبت خاموت‌های چشمة اتصال () ساخته شد. به ازای هر نسبت مشخص ، دو اتصال کاملاً مشابه در نظر گرفته شد که یکی در دمای محیط و دیگری پس از تجربة رژیم حرارتی با دمای هدف ۶۰۰ درجة سانتی‌گراد تحت بار‌گذاری چرخه‌ای قرار گرفت. تغییرات اعمال شده نسبت به دو نمونة کنترلی بصورت افزودن الیاف فولادی بمیزان ۱٪ حجمی در ترکیب بتن همراه با اعمال دو میزان کاهش متفاوت بر روی نسبت پایة ۰۰۶۳/۰=ρ (نسبت خاموت‌ها در دو نمونة کنترلی فاقد الیاف) صورت پذیرفت. چنین تغییراتی موجب ایجاد ارتقاء قابل ملاحظه در ظرفیت استهلاک انرژی و شکل‌پذیری در دمای محیط ‌گردید، اما روند نسبتاً متفاوتی را در عملکرد پسا-آتش اتصال رقم زد. در این خصوص، کاربرد الیاف مذکور همراه با کاهش نسبت اولیة خاموت‌ها بمیزان۹/۴۲٪ و۰/۶۰٪، بترتیب با افزایش ضریب شکل‌پذیری بمیزان ۳۹/۵۷ ٪و ۳۲/۲۶٪ در شرایط دمای محیط و همچنین با مقادیر افزایش کمتر ۱۶/۱۴٪ و ۷۳/۱۰٪ پس از اثر آتش‌سوزی همراه شد. تغییرات استهلاک انرژی تجمعی نیز نشان داد که کاربرد الیاف فولادی همزمان با تغییرات مذکور در نسبت خاموت‌ها با افزایش ظرفیت استهلاک انرژی بترتیب بمیزان ۹۴/۲۸٪ و ۷۵/۳٪ در شرایط دمای محیط همراه بوده، در حالیکه پس از حرارت، تغییرات بترتیب بصورت۵۰/۲٪ افزایش و ۸۶/۱۰٪ کاهش صورت پذیرفت. بدین ترتیب، نتایج نشانگر اهمیت انتخاب نسبت مناسب برای خاموت‌های اتصال بمنظور اثربخشی مثبت  در هر دو شرایط دمایی محیط و پس از اثر آتش سوزی می‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کاهش ارتعاشات ساختمان‏های بلند در برابر باد با استفاده از قابلیت خودکنترلی و سیستم اینرتر</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_244746.html</link>
      <description>در این تحقیق، از ترکیب ایده خودکنترلی و دستگاه اینرتر برای کاهش ارتعاشات ناشی از باد در سازه‏های بلند استفاده شد. برای ایده خودکنترلی، بخشی از سازه اصلی در قسمت فوقانی از آن جدا شده و به عنوان جاذب ارتعاش دینامیکی فرض شد. دستگاه اینرتر بین جاذب ارتعاش و سازه اصلی وصل گردید. هدف کنترل به نحوی تعریف شد که ارتعاش سازه اصلی و زیرسازه، به‏طور همزمان کاهش یابد. مثالی از ساختمان بلند ارائه شد و پاسخ آن با مدل چند درجه آزادی و روش ارتعاشات تصادفی تعیین گردید. پاسخ سازه در چهار حالت کنترل نشده، کنترل شده با میراگر جرمی تنظیم شونده (TMD) و سازه دارای زیرسازه با و بدون اینرتر، تعیین شد. برای سازه کنترل نشده، شتاب عرضی سازه بیش از حد آسایش ساکنین بود. استفاده از TMD نقش موثری در کاهش ارتعاشات سازه داشت. مقدار کاهش شتاب برای TMD با نسبت جرمی 1%، 48 درصد بود. با این حال، استفاده از TMD، مستلزم افزودن جرم اضافی به سازه و اشغال بخش مهمی از فضای ساختمان برای جادادن به TMD و دامنه ارتعاشی آن است. برای سیستم خودکنترلی در حالت بدون اینرتر، عملکرد سیستم تابع نسبت جرمی زیرسازه بود. برای زیرسازه با نسبت جرمی 6 درصد، شتاب سازه 52 درصد کاهش یافت. با اضافه شدن اینرتر به سیستم خودکنترلی، دامنه ارتعاشی سازه و زیرسازه کاهش بیشتری داشت و عملکرد سیستم ارتقاء یافت. برای مثال، برای زیرسازه با نسبت جرمی 6 درصد و اینرتر با نسبت‏ ارتفاعی 10 و اینرتنس 30 درصد، شتاب سازه 56 درصد کاهش داشت. روش پیشنهادی که همزمان از مزیت‎های سیستم خودکنترلی و دستگاه اینرتر بهره می‎برد، محدودیت‎های TMD را نداشته و قادر به کنترل مطلوب ارتعاشات سازه و تامین معیارهای آسایش ساکنین است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کنترل ارتعاشات دودکش‏های بتن آرمه بلند در معرض باد با استفاده از میراگر جرمی تنظیم شونده متصل به اینرتر (TMDI)</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_244747.html</link>
      <description>در این تحقیق، تاثیر سیستم‎ میراگر جرمی تنظیم شونده متصل به اینرتر (TMDI) در کاهش ارتعاشات ناشی از باد دودکش‏های بتن آرمه بلند مورد مطالعه قرار گرفت. دودکشی به ارتفاع 160 متر ارائه شد و مدل سازه به صورت تیر کنسولی قائم چند درجه آزادی فرض شد. پاسخ سازه در برابر نیروهای باد، با تحلیل حوزه فرکانس و روش ارتعاشات تصادفی تعیین شد. موقعیت میراگر جرمی در گره فوقانی سازه در نظر گرفته شد و فرض گردید یکی از ترمینال‏های اینرتر به میراگر جرمی و دیگری به گرهی در موقعیت ارتفاعی پایین‏تر متصل است. پارامتر نسبت ارتفاعی به‎صورت نسبت فاصله ارتفاعی بین ترمینال‎های اینرتر به ارتفاع سازه تعریف شد. تاثیر نسبت ارتفاعی و نسبت اینرتنس در عملکرد کنترلی سیستم به صورت پارامتری بررسی شد و کارآیی سیستم TMDI با میراگر جرمی سنتی مقایسه شد. نتایج نشان داد که با افزایش مقدار نسبت‎های ارتفاعی و اینرتنس، قابلیت کنترل ارتعاشات سازه افزایش می‏یابد. برای مثال، سیستم TMDI با نسبت جرمی یک درصد، به‏ازای نسبت ارتفاعی 20 درصد و نسبت اینرتنس 40 درصد، دارای عملکرد کنترلی معادل با میراگر جرمی سنتی با نسبت جرمی پنج درصد بود. همچنین، استفاده از اینرتر به‏طور قابل ملاحظه‎ای دامنه ارتعاش خود میراگر را کاهش داد، به نحوی که برای TMDI با مشخصات ذکر شده، دامنه ارتعاش میراگر در مقایسه با میراگر جرمی معمولی، 85 درصد کاهش داشت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه یک مدل یادگیری ماشین برای پیش‌بینی تأخیر به منظور بهبود عملکرد پروژه‌های عمرانی</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_244761.html</link>
      <description>صنعت ساخت‌وساز با چالش مزمن تأخیر پروژه‌ها مواجه است و روش‌های سنتی قادر به مدل‌سازی تعاملات پیچیده و غیرخطی عوامل مؤثر بر تأخیر نمی‌باشند، در حالی که یادگیری ماشین به عنوان رویکردی داده‌محور می‌تواند الگوهای پنهان را از داده‌های تاریخی استخراج کند. هدف این پژوهش ارائه مدل یادگیری ماشین برای پیش‌بینی میزان پیوسته تأخیر (بر حسب روز) در پروژه‌های عمرانی ایران و شناسایی مهم‌ترین عوامل مؤثر بر آن است؛ روش پژوهش شامل گردآوری داده‌های واقعی ۱۰۱ پروژه تکمیل‌شده، پیاده‌سازی هفت الگوریتم پایه و دو روش ترکیبی، و ارزیابی با معیارهای MAE، RMSE و R² می‌باشد. یافته‌ها نشان می‌دهد مدل رگرسیون بردار پشتیبان با کرنل خطی با ضریب تعیین ۰.۷۷۸ و میانگین خطای مطلق ۱۰.۴ روز به عنوان مدل نهایی انتخاب شد. پنج متغیر «تأخیر در تأمین مصالح»، «سرعت تصمیم‌گیری»، «تجربه مدیر پروژه»، «بازنگری‌های طراحی» و «تأخیر در پرداخت» بیش از ۷۳ درصد اهمیت کلی را به خود اختصاص دادند. سه متغیر مدیریتی بیش از ۴۲ درصد اهمیت را شامل می‌شوند که نشان می‌دهد اقدامات مدیریتی تأثیر بیشتری نسبت به عوامل فنی صرف بر تأخیر دارند. مدل پیشنهادی قادر است تأخیر پروژه‌های جدید را با میانگین خطای ۱۲.۸ درصد پیش‌بینی کند. نتیجه‌گیری نهایی اینکه مدل SVR با حفظ سادگی و قابلیت تعمیم‌پذیری، ابزاری عملی برای مدیران پروژه جهت برآورد میزان تأخیر آتی و تمرکز بر مؤثرترین عوامل مدیریتی فراهم می‌آورد؛ این رویکرد داده‌محور می‌تواند به عنوان پایه‌ای برای توسعه سیستم‌های پیش‌بینی بلادرنگ و بهبود انضباط مالی در پروژه‌های عمرانی مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>An Investigation for the Requirements for Implementing Lean Management Methods in Construction Projects in Iran: Identifying Obstacles and Proposing Solutions</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_244762.html</link>
      <description>Given the demand for housing, the construction industry is one of the largest industries in any country. Furthermore, the construction industry is one of the most important sectors of a country&amp;amp;#039;s economy and, due to its connection with other industries, plays an undeniable role in the economy. Although this industry attracts attention economically, its productivity growth is significantly lower compared to other industries such as manufacturing. In the construction industry, numerous challenges exist, such as material wastage, delays in project delivery, and cost overruns beyond the allocated budget, compared to other industries. Therefore, these challenges must be minimized by adopting modern management methods. Lean management, also known as the Toyota Production System, has proven its success in the manufacturing sector and was later applied by experts in the construction industry. However, this management approach is still not adequately utilized in Iran. This study examines the methods of implementing lean management and then identifies the obstacles to its adoption in Iran’s construction industry through a review of articles and interviews with experts. These obstacles are then ranked through the distribution of a questionnaire. The lack of familiarity and comprehensive understanding of lean management, and the lack of awareness about the benefits and profits derived from its application, were identified as the main obstacles. By promoting the use of lean management system, and documenting the findings from its implementation, the impact of these obstacles can be reduced.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی ایمنی لرزه‌ای قاب‌های بتن‌آرمه تحت زلزله‌های متوالی با اعمال شتابنگاشت‌های مصنوعی و توسعه مدل پیش‌بینی مبتنی بر شبکه عصبی</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_244763.html</link>
      <description>این مطالعه به ارزیابی ایمنی لرزه‌ای قاب‌های خمشی متوسط بتن‌آرمه تحت زلزله‌های منفرد و متوالی با تأکید بر کاربرد شتابنگاشت‌های واقعی، مصنوعی و توسعه مدل پیش‌بینی مبتنی بر شبکه عصبی مصنوعی می‌پردازد. در گام نخست، ۶۴ ساختمان با ETABS طراحی و مدل‌سازی شدند. مدل ANN آموزش‌دیده، پارامترهای طراحی اولیه را با دقت مناسبی پیش‌بینی کرد و نتایج با رگرسیون خطی نیز عملکرد قابل قبولی نشان داد. در گام دوم، سه قاب ۳، ۶ و ۱۱ طبقه تحت ۱۰ شتابنگاشت با تحلیل‌های IDA و پوش‌آور بررسی شدند. شتابنگاشت‌های مصنوعی سازگار با طیف طرح استاندارد تولید و با رکوردهای واقعی مقایسه گردید. نتایج نشان داد رکوردهای مصنوعی به دلیل سازگاری طیفی، پراکندگی پاسخ کمتر و رفتار میانگین پایدارتری دارند، در حالی که رکوردهای واقعی به دلیل محتوای فرکانسی خاص، میانه ظرفیت فروریزش را ۱۵-۲۰٪ کاهش می‌دهند. شاخص‌هایی چون ظرفیت فروریزش، منحنی‌های شکنندگی و ضریب رفتار محاسبه شدند. ظرفیت فروریزش قاب‌ها به دلیل خرابی ناشی از لرزه نخست کاهش یافته و میانگین ضریب رفتار در سناریوهای متوالی ۱۲٪ افت نشان داد. مدل پیش‌بینی ANN با دو لایه مخفی (۹ و ۱۰ گره) طراحی و آموزش داده شد که ضریب رفتار را تحت بحرانی‌ترین سناریوهای متوالی با خطای کمتر از ۶٪ پیش‌بینی می‌کند. به طور کلی این پژوهش نقش شبکه‌های عصبی را به عنوان یک نقش تعیین‌کننده در ارزیابی ایمنی لرزه‌ای آشکار ساخته و بر ضرورت اثر توالی لرزه‌ای در مناطق زلزله‌خیز نظیر ایران تأکید دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی آزمایشگاهی ظرفیت چسبندگی بتن با تسمه CFRP به روش NSM</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_244764.html</link>
      <description>یکی از عوامل مؤثر در عملکرد مطلوب پلیمرهای تقویت ‌شده با الیاف FRP در تقویت برشی و خمشی، ملاحظات مربوط به چسبندگی FRP و بتن می‌باشد. طول کم تقویت‌های برشی، تامین طول لازم برای چسبندگی سطحی را با مشکل روبرو می‌سازد لذا روش کاشت میلگردها یا تسمه‌های FRP در شیارهای نزدیک به سطح بتن یا روش NSM برای این نوع تقویت به کار گرفته می‌شود. تعیین طول مهاری لازم برای روش NSM نه تنها نیاز به مطالعات آزمایشگاهی دارد بلکه برای توسعه نتایج نیاز به مطالعات عددی نیز دارد. تحقیق حاضر که به صورت آزمایشگاهی می باشد، به منظور بررسی تأثیر طول چسبندگی NSM، دوازده نمونه بلوک بتنی با ابعاد  mm150×150×300 تحت آزمایش Pullout قرار گرفته است. پارامترهایی که در این آزمایش مورد بررسی قرارگرفته‌اند عبارت‌اند از فاصله قرارگیری FRP از لبه، طول چسبندگی، ابعاد تسمه و همچنین در نمونه‎هایی هم برای جبران عمق نفوذ کم مقداری از FRP بیرون از شیار به ‌صورت ماهیچه به بتن چسبانده شده و نتایج حاصل به ‌طور جداگانه مورد بررسی قرار گرفته‌ و سپس با یکدیگر مقایسه شدند. در این آزمایش‌ها دو مود خرابی یعنی شکست بتن و لغزش FRP مشاهده ‌شده است. با توجه به نتایج در نمونه هایی که به صورت ماهیچه ساخت شده اند، قابلیت تحمل بار توسط ماهیچه مشاهده شده است که در شرایط یکسان، حالت ماهیچه توانایی تحمل 50% بار نسبت به حالت کاملا مدفون را دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل غیرخطی رفتار پی بتن مسلح در برابر حرکات گسل معکوس به روش المان محدود</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_244765.html</link>
      <description>تاکنون نمونه‌های متعددی از آسیب‌های وارده به سازه‌های سطحی تحت اثر حرکات بزرگ و ماندگار گسل گزارش شده است. با این حال، تعدادی از ساختمان‌ها، عملکرد قابل قبولی در برابر این حرکات بزرگ و ماندگار از خود نشان داده‌اند. این موضوع نشان داد که سازه‌ها را می‌توان به نحوی طراحی نمود که در برابر جابه‌جایی‌های بزرگ گسل مقاومت کنند که ضرورت مطالعه دقیق اندرکنش غیرخطی میان گسل‌های فعال و پی‌های سطحی را برجسته می‌سازد. در این مطالعه رفتار اندرکنشی پی سطحی و گسل با کمک نرم‌افزار المان محدود آباکوس مورد مطالعه قرار گرفته است. جهت پیش‌بینی صحیح نحوه توسعه مسیر گسیختگی گسل از مدل توسعه‌یافته موهر کولمب با رفتار نرم شوندگی استفاده شده است. بر خلاف مطالعات متداول گذشته که در آن رفتار پی به‌صورت صلب با مصالح الاستیک فرض شده است، در این مطالعه از مدل رفتاری پلاستیسیته آسیب بتن جهت شبیه‌سازی رفتار پی بتنی مسلح استفاده شده است. بار طبقات، پس از معادل‌سازی به‌صورت گسترده در عرض هر ستون اعمال شده است تا از ایجاد تمرکز تنش غیرواقعی ناشی از بار نقطه‌ای جلوگیری شود. نتایج مطالعات نشان داد فرض الاستیک بودن مصالح نمی‌تواند پیش‌بینی دقیقی از رفتار خمشی پی ارائه دهد. با کاهش زاویه شیب گسل مسیر گسیختگی به سمت فرودیواره منحرف می‌شود. همچنین مشاهده شد که عامل اصلی در تعیین رفتار اندرکنشی پی و گسل فاصله محل رخنمون گسل از لبه پی هست و به‌طورکلی در محدوده تحت تأثیر گسل با افزایش سربار میزان انحراف زاویه‌ای پی کاهش می‌یابد. علاوه بر این، پی‌های با ضخامت کمتر، نشست و انحراف زاویه‌ای بیشتری را تجربه می‌کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی رفتار سازه‌ای پایه‌های بتنی مسلح به میلگردهای کامپوزیتیGFRP در شبکه توزیع نیروی برق</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_244766.html</link>
      <description>مسئله دوام پایه‌های بتن ‌مسلح چهارگوش شبکه توزیع نیروی برق، به علت خوردگی میلگردهای فولادی مسلح کننده تبدیل به یک چالش زیست محیطی، فنی و اقتصادی شده است. با توجه به گستردگی و نقش حیاتی این پایه‌ها در زیر ساخت کشور، این پژوهش به امکان سنجی استفاده از میلگردهای GFRP به عنوان مسلح کننده با هدف افزایش دوام آن‌ها می‌پردازد. به همین منظور دو پایه مسلح به میلگردهای فولادی و پنج پایه مسلح به میلگردهای GFRP مطابق دستورالعمل، تحت بارگذاری خمشی قرار گرفتند. در این مطالعه علاوه بر ظرفیت باربری پایه‌ها، روند ترک خوردگی، میزان جابه‌جایی، مود خرابی، کرنش بتن و مسلح کننده، شکل‌پذیری و همچنین سختی پایه‌ها مقایسه و تحلیل گردید. نتایج نشان داد معیار مقاومت پایه‌های مسلح به میلگردهای GFRP منطبق بر ضوابط دستورالعمل  پایه‌های مسلح به میلگردهای فولادی  است. اما به منظور کنترل ضوابط بهره‌برداری شامل ترک خوردگی و جابه‌جایی، نیاز به تقویت پایه‌ها می‌باشد. در ادامه با افزایش میزان مسلح کننده، پایه‌های مسلح به میلگردهای GFRP به خوبی توانستند اکثر الزامات دستورالعمل موجود برای پایه‌های مسلح به میلگردهای فولادی را برآورده سازند. نتایج این تحقیق می‌تواند در راستای تسهیل استفاده از میلگردهای کامپوزیتی GFRP به منظور مسلح کننده در پایه‌های بتنی مورد استفاده در شبکه توزیع نیروی برق و تدوین دستورالعمل‌های مربوطه به کار گرفته شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی تأثیر فرایندهای هوش مصنوعی بر کارایی مدیریت منابع انسانی در پروژه‌های عمرانی؛ مطالعه موردی پروژه‌های انبوه‌سازی جزیره کیش</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_244905.html</link>
      <description>مدیریت منابع انسانی از مؤثرترین عوامل موفقیت در پروژه‌های عمرانی محسوب می‌شود و نقش مهمی در ارتقای بهره‌وری، هماهنگی و کارایی تیم‌های اجرایی دارد. در سال‌های اخیر، فناوری‌های نوین به‌ویژه هوش مصنوعی فرصت‌های تازه‌ای را برای بهبود فرایندهای مدیریتی فراهم کرده‌اند. هدف این پژوهش، ارزیابی تأثیر فرایندهای هوش مصنوعی بر کارایی مدیریت منابع انسانی در پروژه‌های عمرانی است. جامعه آماری شامل 175 نفر از مدیران، کارشناسان و کارکنان پروژه‌های انبوه‌سازی در جزیره کیش بوده که با استفاده از فرمول کوکران، 120 نفر به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها دو پرسش‌نامه استاندارد فرایندهای هوش مصنوعی و کارایی مدیریت منابع انسانی بود که پایایی آن‌ها به ترتیب 7088/0 و 7283/0 با آلفای کرونباخ تأیید شد. داده‌ها با نرم‌افزارهای آماری و روش مدل معادلات ساختاری تحلیل شد. نتایج نشان داد که فرایندهای هوش مصنوعی تأثیر مثبت و معنادار 78 درصدی بر کارایی مدیریت منابع انسانی دارند. همچنین، زیرساخت‌های هوش مصنوعی (37 درصد) و تصمیم‌گیری مبتنی بر هوش مصنوعی (32 درصد) بیشترین اثرگذاری را داشته‌اند؛ درحالی‌که سایر ابعاد شامل مدیریت هوش مصنوعی، مهارت‌های هوش مصنوعی و تمایل به استفاده از آن معناداری لازم را کسب نکردند. یافته‌ها بیانگر آن است که تقویت زیرساخت‌ها و تصمیم‌گیری داده‌محور می‌تواند نقش چشمگیری در بهبود مدیریت منابع انسانی پروژه‌های عمرانی ایفا کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی ارتباط بین تعداد و سطح مهارت با عملکرد ایمنی کارگران ساختمانی</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_245314.html</link>
      <description>صنعت ساخت‌وساز همواره به‌عنوان یکی از پرمخاطره‌ترین بخش‌های اقتصادی شناخته می‌شود و بهبود عملکرد ایمنی کارگران نیازمند شناخت عمیق‌تر عوامل شناختی و فردی مؤثر بر آن است. پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط بین تعداد و سطح مهارت‌های شغلی با عملکرد شناسایی خطر و درک ریسک ایمنی در کارگران ساختمانی انجام شد. این مطالعه بر روی ۱۶۲ کارگر شاغل در پروژه‌های ساختمانی شیراز، مشهد و تهران در پاییز ۱۴۰۳ اجرا گردید. داده‌های جمعیت‌شناختی، تعداد تخصص‌ها و سطح مهارت کارگران (با پرسش‌نامه محقق‌ساخته دارای آلفای کرونباخ ۸۸/۰) گردآوری شد. توانایی تشخیص خطر با استفاده از تصاویر واقعی محیط کار و درک ریسک ایمنی با ابزار استاندارد Tixier و همکاران ارزیابی گردید. یافته‌ها نشان داد 7/74 درصد کارگران تک‌مهارته و ۸۷ درصد فاقد آموزش ایمنی بودند. بین سن، تأهل و ملیت با مهارت رابطه معناداری یافت نشد، اما تحصیلات با مهارت رابطه مستقیم داشت (003/0=p). آموزش ایمنی تأثیر معناداری بر تشخیص خطر و درک ریسک داشت (000/0=p). سن با متغیرهای ایمنی رابطه نداشت، اما تحصیلات با هر دو رابطه معنادار نشان داد. همبستگی مثبت و معناداری بین تعداد مهارت با تشخیص خطر (549/0 = r)  و درک ریسک ایمنی (444/0 = r)  و نیز بین سطح مهارت با تشخیص خطر (387/0 = r) و درک ریسک ایمنی (258/0 = r) مشاهده شد. آزمون سوبل نیز نقش میانجی‌گر تشخیص خطر را در رابطه بین تعداد تخصص و درک ریسک تأیید کرد (811/2 = z). نتیجه آنکه کارگران چندمهارته با سطح مهارت بالاتر، توانایی بیشتری در تشخیص خطرات و درک ریسک‌های ایمنی دارند و تشخیص خطر به‌عنوان مکانیسمی عمل می‌کند که افزایش تعداد مهارت‌ها را به بهبود درک ریسک ایمنی پیوند می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی فنی و اقتصادی روش‌های ساخت زیرگذرها در خطوط ریلی در حال بهره‌برداری با رویکردی مبتنی بر کاهش مدت مسدودی</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_246153.html</link>
      <description>اجرای زیرگذر در خطوط ریلی در حال بهره‌برداری، به‌دلیل الزام به تداوم تردد قطارها، کاهش زمان مسدودی و کنترل هم‌زمان هزینه و ریسک، یکی از چالش‌برانگیزترین عملیات‌های عمرانی است. این پژوهش با هدف ارائه چارچوبی نظام‌مند برای ارزیابی فنی و اقتصادی روش‌های ساخت زیرگذر، با مطالعه موردی محور پرتردد تهران–اصفهان، انجام شده است. شش روش متداول شامل بتن درجا، باکس بتنی پیش‌ساخته، قوسی فلزی پیش‌ساخته، شمع بتنی با دال فولادی، شمع بتنی با دال بتنی، و شمع بتنی با تیر درجا و دال‌های پیش‌ساخته، بر اساس هزینه، مدت پروژه، مدت مسدودی، ریسک اجرایی و هزینه‌های اجتماعی-زیست‌محیطی ناشی از توقف خط، مقایسه شدند. تحلیل در سه مرحله انجام گرفت: (۱) نسبت منافع به مخارج (B/C)، (۲) تحلیل حساسیت با نوسانات ±۲۰٪، و (۳) تحلیل تصمیم‌گیری چندمعیاره با روش ترکیبی AHP-TOPSIS برای وزندهی و رتبه‌بندی. داده‌ها از پروژه‌های واقعی (مستندات کاشان و شازند در محور تهران- اصفهان) و بر اساس فهرست بهای ۱۴۰۳ استخراج شدند. نتایج، روش شمع بتنی با تیر درجا و دال‌های پیش‌ساخته را با نسبت B/C برابر ۱٫۸۰، کمترین زمان مسدودی (کمتر از ۶ ساعت) و بالاترین ضریب نزدیکی تاپسیس (۰٫۸۸) به‌عنوان گزینه بهینه معرفی کرد. تحلیل حساسیت پایداری نتایج را تأیید نمود. یافته‌ها نشان می‌دهد رویکرد ترکیبی پیشنهادی، ضمن لحاظ اثرات اجتماعی و زیست‌محیطی، موجب کاهش هزینه، افزایش ایمنی و بهبود بهره‌وری در پروژه‌های زیرگذر خطوط فعال می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی و اولویت‌بندی عوامل مؤثر بر کاهش مصرف آب در پروژه‌های ساختمانی مسکونی تهران با رویکرد AHP و تأکید بر ساخت‌وساز</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_246154.html</link>
      <description>با توجه به تشدید بحران کم‌آبی و سهم قابل‌توجه صنعت ساختمان در مصرف منابع آب، شناسایی و اولویت‌بندی عوامل مؤثر بر کاهش مصرف آب در پروژه‌های ساختمانی، به‌ویژه در کلان‌شهرهایی مانند تهران، به یک ضرورت راهبردی در مسیر توسعه پایدار تبدیل شده است. هدف این پژوهش، شناسایی نظام‌مند و اولویت‌بندی عوامل کلیدی مؤثر بر کاهش مصرف آب در پروژه‌های ساختمانی مسکونی شهر تهران با تأکید بر اصول ساخت‌وساز پایدار است. در این راستا، پس از مرور نظام‌مند ادبیات پژوهش و تکمیل شاخص‌ها با استفاده از نظر خبرگان، سه معیار اصلی شامل عوامل فنی، مدیریتی و طراحی و رنامه‌ریزی و در مجموع ۱۳ زیرمعیار استخراج شد. معیار طراحی و برنامه‌ریزی به‌صورت یک دسته ترکیبی در نظر گرفته شد، زیرا در مرحله پیش‌ساخت، تصمیمات طراحی و برنامه‌ریزی اجرایی به‌صورت هم‌زمان و وابسته اتخاذ می‌شوند. سپس معیارها و زیرمعیارها با استفاده از روش تحلیل سلسله‌مراتبی به‌صورت مستقل وزن‌دهی و اولویت‌بندی شدند. پایایی پرسش‌نامه مقایسات زوجی با ضریب آلفای کرونباخ 87/0 تأیید شد و نرخ ناسازگاری کل مدل 09/0 به‌دست آمد که در محدوده قابل قبول قرار دارد. نتایج نشان داد معیار فنی با وزن 707/0 در رتبه اول، معیار مدیریتی با وزن 186/0 در رتبه دوم و معیار طراحی و برنامه‌ریزی با وزن 108/0 در رتبه سوم قرار دارند. در سطح زیرمعیارها، به‌کارگیری فناوری‌ها و تجهیزات کاهنده مصرف آب با وزن نهایی 3189/0 بالاترین اولویت را کسب کرد. یافته‌ها نشان می‌دهد تمرکز بر راهکارهای فناورانه در کنار حمایت مدیریتی و تصمیمات مناسب در مرحله طراحی و برنامه‌ریزی می‌تواند چارچوبی عملی برای کاهش مصرف آب در پروژه‌های ساختمانی مسکونی تهران فراهم کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر انتخاب مدل الاستیک بر رابطه تنش-اتساع تجربی ماسه کارلسروهه</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_246315.html</link>
      <description>رفتار تغییر حجم ماسه‌ها، طی تغییرشکل تفاضلی، که از آن با عنوان اتساع یا دیلاتاسیون یاد می‌شود، از مباحث پیچیده مکانیک خاک است. در نظر گرفتن اثر رفتار حجمی یک خاک بر تغییرشکل اعوجاجی یا تفاضلی، علاوه بررابطه‌ بین نمو کرنش پلاستیک و نمو کرنش حجمی، نیازمند تعریف رابطه تنش-کرنش تفاضلی است. بررسی های تئوری و تجربی نشان داده اند که نسبت تنش یکی از متغیرهای اصلی این رابطه است. از چنین رابطه ای، با عنوان رابطه تنش- اتساع نام برده می‌شود. در تحلیل نتایج آزمایشگاهی، محاسبه میزان اتساع مستلزم تعیین نمو کرنش‌های پلاستیک است. جداسازی نمو کرنش پلاستیک از نمو کرنش کل نیز مستلزم برآوردی صحیح از نمو کرنش‌ الاستیک است. مدل‌های الاستیک گوناگونی برای تعیین نمو کرنش الاستیک در یک تغییرشکل الاستوپلاستیک وجود دارند. در این پژوهش، با انتخاب تعدادی از مدل الاستیک نشان داده شده است که این انتخاب می‌تواند تاثیر قابل توجهی بر رابطه تنش – اتساع حاصله داشته باشد. پژوهش حاضر به بررسی رفتار تنش- اتساع ماسه کارلسروهه در بارگذاری نیم- سیکل می پردازد. به منظور ارزیابی تأثیر روش‌های تعیین نمو کرنش‌های الاستیک بر رابطه تنش- اتساع، چهار رویکرد مورد بررسی قرار گرفته است. در رویکردهای اول و دوم، مدول حجمی الاستیک، با انتخاب دو تابع متفاوت برحسب تنش مؤثر میانگین تعریف می‌شود. در رویکرد سوم، مقدار مدول حجمی ثابت فرض می‌گردد و در رویکرد چهارم، اثر همبستگی میان کرنش‌های حجمی و برشی لحاظ می‌شود. نتایج حاصل با روابط تنش اتساع تئوریک پایه مانند روابط اتلاف انرژی روسکو، رابطه تنش- اتساع روو، معادلات اتلاف انرژی تیلور و نظریه بلوک لغزشی و مدل تسلیم دو سطحی ارزیابی گردیده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>محاسبه فرکانس طبیعی ستونی غیر منشوری، با رفتار الاستیک غیرمحلی، تحت تغییرات حرارتی با روش اجزای محدود</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_246316.html</link>
      <description>نظریه غیر موضعی اولین‌بار توسط ارینگن مطرح  شد. در نظریه کلاسیک، با دانستن حالت کرنش در یک نقطه می‌توان حالت تنش را در آن نقطه را با استفاده از روابط ساختاری به دست آورد. اما در تئوری غیر موضعی، برای به‌دست‌آوردن حالت تنش در یک نقطه، باید حالت کرنش در تمام نقاط دامنه معلوم باشد. در همین راستا، پژوهش‌های محدودی در خصوص لحاظ اثر پارامتر غیرمحلی ارینگن در محاسبه  ارتعاشات ستون‌های غیر منشوری انجام شده است. در پژوهش حاضر، به بررسی اثر هم‌زمان پارامتر غیرمحلی ارینگن و ضریب تغییرات حرارتی بر فرکانس طبیعی ستونی غیر منشوری پرداخته می‌شود. اثر تغییرات ممان اینرسی در طول عضو ستون در سه حالت خطی، مکعبی و مرتبه چهارم لحاظ می‌شود. از روش اجزای محدود بر مبنای توابع لاگرانژ مرتبه سی‌ام برای حل معادله متشکله استفاده می‌شود. مزیت روش مذکور بر روش اجزای محدود عادی این است که در روش فوق دیگر نیازی به تجمیع ماتریس‌های سختی نیست. دقت، سرعت همگرایی، پایداری و اجرای کد در نرم‌افزار متلب پاسخ روش فوق، در مقایسه با روش اجزا محدود با چند جمله درجه سوم بالاتر است. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که افزایش پارامتر غیرمحلی ارینگن و ضریب تغییرات حرارتی بسته به نوع شرایط مرزی تکیه‌گاهی، سبب کاهش یا افزایش فرکانس طبیعی بی بعد می‌شود. برای کاربردی‌بودن نتایج این پژوهش و استفاده آسان مهندسان و طراحان، از تکنیک برازش منحنی و انتخاب توابع درجه سوم برای فرمول یابی استفاده می‌شود. تطابق قابل‌قبولی بین نتایج پژوهش حاضر و پژوهش‌های پیشین برقرار است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی کمی گرادیان حرارتی و مدل‌سازی رفتار حرارتی بتن ژئوپلیمری حاوی الیاف فولادی، حافظه‌دار شکلی و شیشه در دماهای بالا</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_246317.html</link>
      <description>صنعت سیمان سهم قابل‌توجهی در انتشار گازهای گلخانه‌ای دارد و بتن ژئوپلیمری به‌عنوان جایگزینی پایدار مطرح‌ شده است، اما رفتار حرارتی آن در معرض آتش‌سوزی نیازمند بررسی دقیق است. در این پژوهش، گرادیان حرارتی بتن ژئوپلیمری حاوی الیاف مختلف ارزیابی شد. پنج طرح اختلاط شامل شاهد (بدون الیاف)، حاوی 0/5 درصد الیاف فولادی، 0/5 درصد الیاف حافظه‌دار شکلی، ۱ درصد الیاف شیشه و ترکیب هیبریدی (0/25 درصد فولادی + ۱ درصد شیشه) ساخته شد. نمونه‌ها در کوره الکتریکی با نرخ ۵ درجه بر دقیقه تا دماهای ۱۵۰، ۴۰۰، ۶۰۰ و ۹۰۰ درجه سانتی‌گراد حرارت داده شدند و دما در سه نقطه (داخل کوره، سطح و عمق 7/5 سانتی‌متری) هر ۱۰ دقیقه ثبت گردید. گرادیان حرارتی از رابطه TG = (T0 - T7.5) / d محاسبه شد. نتایج نشان داد که نمونه شاهد به ترتیب در ۳۵، ۲۱۰، ۲۵۰ و ۳۱۰ دقیقه به دماهای ۱۵۰، ۴۰۰، ۶۰۰ و ۹۰۰ درجه رسید. بیشترین گرادیان حرارتی (19/33 درجه بر سانتی‌متر) در دمای ۹۰۰ درجه و ۶۰ دقیقه اول ثبت شد. نمونه حاوی الیاف حافظه‌دار شکلی با کاهش 17/7 درصدی گرادیان حرارتی و ایجاد تأخیر ۲۰ دقیقه‌ای در گرمایش هسته، بهترین عملکرد را داشت. مدل رگرسیون نمایی (R² = 0.97) برای پیش‌بینی گرادیان حرارتی ارائه شد. استاندارد ISO 834 تطابق بیشتری با داده‌های تجربی نسبت به ASTM E119 داشت. آیین‌نامه ACI 216 گرادیان حرارتی بتن ژئوپلیمری را تا ۳۰ درصد کمتر از مقدار واقعی تخمین زد. بر پایه تصاویر SEM در دمای ۶۰۰ درجه سانتی‌گراد، حضور ریزترک‌های گسترده همراه با ریخت سوزنی‌ شکل در بافت نمونه به اثبات رسید که توجیه‌کننده افزایش گرادیان حرارتی است. همچنین آنالیز XRD حاکی از آن است که فازهای C-S-H به‌طور کامل دچار تخریب ‌شده و میزان بلورینگی ساختار افزایش می‌یابد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی اثربخشی آیین‌نامه‌های ایمنی بر شاخص‌های پیشرو ایمنی درصنعت ساختمان ایران</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_246318.html</link>
      <description>صنعت ساختمان به دلیل ماهیت پیچیده و پرخطر خود با چالش‌های جدی در حوزه ایمنی و بهداشت حرفه‌ای مواجه است. شاخص‌های پیشرو ایمنی به‌عنوان ابزارهایی پیشگیرانه، امکان شناسایی و کنترل خطرات را پیش از وقوع حوادث فراهم می‌کنند. نرخ بالای حوادث شغلی در ایران ضرورت ارزیابی میزان اثربخشی نظام مقررات ایمنی در پوشش این شاخص‌ها را برجسته می‌سازد. این پژوهش با هدف سنجش کمی اثربخشی ۱۲ آیین‌نامه کلیدی بر ۱۹ شاخص پیشرو ایمنی با استفاده از روش ترکیبی تحلیل سلسله‌مراتبی (AHP) و تکنیک دلفی انجام شد. دیدگاه‌های 10 بازرس ایمنی رسمی اداره کار در دو مرحله دلفی گردآوری و دو پارامتر توجه محتوایی و اثربخشی عملی سنجش شد. وزن نسبی شاخص‌ها و آیین‌نامه‌ها با روش AHP محاسبه گردید. سپس به‌منظور طبقه‌بندی شاخص‌ها و تعیین اولویت‌های بهبود، از تحلیل اهمیت_ عملکرد (IPA) استفاده شد.  نتایج نشان داد شاخص اثربخشی کل نظام مقررات ایمنی برابر 46/61 از ۱۰۰ است که بیانگر فاصله قابل توجه میان وضعیت موجود و سطح مطلوب عملکرد است. تحلیل‌ها تمرکز بیشتر مقررات بر شاخص‌های بنیادین (مانند تعهد مدیریت به سیاست ایمنی با وزن 0/209) و توجه ناکافی به شاخص‌های فرهنگی، انگیزشی و رفتاری (مانند مشوق‌ها و پاداش‌ها با وزن 0/008) را نشان می‌دهد. این یافته‌ها نشان‌دهنده عدم توازن ساختاری در نظام مقررات ایمنی و بیانگر ضرورت بازنگری هدفمند با تاکید بر ابعاد فرهنگی و انگیزشی است. این مطالعه با ارائه مدلی کاربردی، چارچوبی علمی برای اولویت‌بندی و اصلاح مقررات ایمنی مبتنی‌ بر شاخص‌های پیشرو فراهم می‌کند که می‌تواند مورد استفاده سیاست‌گذاران و نهادهای نظارتی قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل لرزه‌ای سازه‌ فولادی دارای خروج از مرکزیت جرمی تحت تحریک همزمان مولفه‌های انتقالی و دورانی حرکت زمین</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_246602.html</link>
      <description>در این پژوهش رفتار لرزه‌ای یک سازه فولادی آزمایشگاهی دارای خروج از مرکزیت جرمی، تحت تحریک همزمان مولفه‌های انتقالی و دورانی زلزله‌های حوزه دور از گسل با استفاده از تحلیل تاریخچه زمانی فزاینده غیر خطی مورد بررسی قرار گرفته است.  بدین منظور از 7 شتابنگاشت سه مولفه‌ای ثبت شده در خاک نوع C  استفاده شده و مولفه‌های دورانی آنها  با استفاده همزمان از نظریه انتشار امواج و روابط کلاسیک نظریه الاستیسیته و با برنامه‌نویسی در نرم افزارMATLAB  تولید شده است. یک سازه فولادی پنج طبقه در دو حالت با و بدون خروج از مرکزیت جرمی، که در نرم افزار اجزای محدود ANSYS مدل‌سازی شده، یک‌بار تحت اثر سه مولفه انتقالی (تحریک سه مولفه‌ای) و بار دیگر تحت اثر همزمان سه مولفه‌ انتقالی و سه مولفه دورانی متناظر (تحریک شش مولفه‌ای) تحلیل شده است. نتایج نشان می‌دهد که در نظر نگرفتن مولفه‌های مستقل دورانی حرکت زمین در تحلیل دینامیکی سازه دارای خروج از مرکزیت جرمی نمی‌تواند اثرات جفت‌شدگی پاسخ‌های انتقالی و دورانی را به درستی تخمین بزند. به گونه‌ای که در اغلب موارد پاسخ در سازه‌های با و بدون خروج از مرکزیت جرمی، تحت تحریک شش مولفه‌ای به طور میانگین حدود 40 درصد بیشتر از نتایج حاصل از تحلیل‌های دینامیکی تحت تحریک سه مولفه‌ای برآورد شده است، به طوری که میزان اثرات فزاینده مولفه‌های دورانی با افزایش سطح خطر زلزله و وارد شدن سازه به مرحله رفتار غیرخطی تغییر می‌کند. خروج از مرکزیت جرمی نیز به طور متوسط تاثیر فزاینده‌ای در حدود 45 درصدی بر پاسخ‌های نیرویی و  55 درصدی بر پاسخ‌های تغییرمکانی ایجاد نموده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی عددی اثر طول ورقه‌های کامپوزیت سیمانی الیافی توانمند در تقویت اتصال تیر-ستون قاب‌های بتن‌آرمه</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_246781.html</link>
      <description>در این پژوهش، یک مطالعه عددی جامع با هدف بررسی کارایی ورقه‌های کامپوزیت سیمانی الیافی توانمند در تقویت اتصالات تیر-ستون قاب‌های بتن‌آرمه انجام شده است. ابتدا کامپوزیت سیمانی الیافی توانمند مورد استفاده از طریق فرآیند ساخت آزمایشگاهی تولید و رفتار مکانیکی آن با انجام آزمون‌های کشش، فشار و خمش مشخص شد تا داده‌های مصالح با دقت بالا در مدل‌سازی عددی به‌کار رود. سپس یک مدل اجزای محدود قاب سه‌بعدی، شامل مدل‌های غیرخطی برای بتن، میلگرد و کامپوزیت، توسعه یافت و با نتایج آزمایشگاهی معتبر، مورد اعتبارسنجی قرار گرفت. پس از آن، اثر طول ورقه‌های کامپوزیت سیمانی در سه پیکربندی تقویت شامل جانبی، زیرین و ترکیبی ارزیابی شد و رفتار اتصال تحت بارگذاری یکنواخت تحلیل گردید. نتایج نشان می‌دهد که افزایش طول ورقه‌ها موجب افزایش محسوس در مقاومت بیشینه و سختی مؤثر اولیه می‌شود. همچنین، توزیع تنش در هسته اتصال یکنواخت‌تر شده، تنش‌های کششی بحرانی کاهش یافته و میزان آسیب تجمعی بتن در ناحیه بحرانی به‌طور قابل توجهی کنترل می‌شود. در این میان، پیکربندی ترکیبی با فراهم کردن هم‌زمان قیود جانبی و خمشی، بیشترین بهبود را با افزایش مقاومت 33 تا 59 درصد و افزایش ظرفیت جذب انرژی تا 72 درصد نسبت به اتصال مرجع ایجاد می‌کند. بر اساس یافته‌های پژوهش، استفاده هدفمند از کامپوزیت سیمانی الیافی توانمند به‌عنوان ورقه تقویتی، راهکاری کارآمد و قابل اتکا برای ارتقای عملکرد اتصالات تیر-ستون در قاب‌های بتن‌آرمه محسوب می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر آلیاژ حافظه‌دار شکلی بر عملکرد لرزه‌ای و کاهش تغییر مکان پسماند قاب‌های فولادی مجهز به مهاربند مگابریس</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_246825.html</link>
      <description>کاهش جابجایی‌های پسماند و حفظ قابلیت بهره‌برداری سازه پس از زلزله، از کلیدی‌ترین شاخص‌های طراحی لرزه‌ای مبتنی بر عملکرد محسوب می‌شود. نوآوری محوری این پژوهش در هم‌افزایی صلبیت جانبی سیستم ابر‌مهاربند هشتی‌شکل با قابلیت فوق‌ارتجاعی آلیاژ حافظه‌دار شکلی (SMA) نهفته است که برای نخستین بار در قالب مدل‌سازی سه‌بعدی دقیق و تحلیل دینامیکی صریح مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. در این مطالعه، رفتار لرزه‌ای سه پیکربندی ۲، ۳ و ۶ طبقه در نرم‌افزار ABAQUS شبیه‌سازی می‌شود تا مکانیزم تأثیر SMA بر شاخص‌های خرابی ماندگار تحلیل گردد. نتایج نشان داد، ادغام عناصر SMA موجب کاهش معنادار تمرکز آسیب در اعضای اصلی شد؛ به‌طوری که میزان کرنش پلاستیک در مدل‌های ۲، ۳ و ۶ طبقه به ترتیب ۷٪، ۵۰٪ و ۵۵٪ کاهش یافت. مهم‌ترین یافته تحقیق، حذف تقریباً کامل جابجایی‌های پسماند (کاهش 9/99 درصدی) در تمامی مدل‌ها است که منجر به تحقق رفتار خودمرکزگرایی بسیار مؤثر در سیستم ابر‌مهاربند گردید. همچنین، تحلیل منحنی‌های ظرفیت نشان داد که پیکربندی ابر‌مهاربند 2 طبقه مهاربندی شده، ابر‌مهاربند در مدل ۶ طبقه، نسبت به مدل 3 طبقه مهاربندی شده، عملکرد مناسبتری نشان داد. این امر بیانگر ارتقای چشمگیر شکل‌پذیری و ظرفیت استهلاک انرژی در مقایسه با سیستم‌های سنتی است. این نوآوری ثابت نمود که تلفیق SMA با سیستم ابر‌مهاربند، می‌تواند با کنترل دقیق کرنش‌های غیرارتجاعی و تضمین پایداری چرخه‌های هیسترزیس، راهکاری عملیاتی برای سازه‌های با اهمیت بالا جهت بازگشت به چرخه سرویس‌دهی بلافاصله پس از زلزله ارائه دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه آزمایشگاهی و تحلیل عددی میراگرهای سیلندری پر شده از ترکیب گرانول آهن و لاستیک</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_246826.html</link>
      <description>میراگر بررسی شده در این پژوهش شامل دو قسمت اصلی یک میله داخلی و یک سیلندر خارجی است. با به کار بردن نیروی محوری مناسب که در دو انتهای میراگر اعمال می‌شود، میله‌ی درون سیلندر، با غلبه بر اصطکاک شروع به حرکت خواهد کرد. این روند منجر به استهلاک قابل توجهی از نیروی مکانیکی می‌شود. محفظه سیلندری شکل از مواد گرانولی بازیافتی آهن و لاستیک پر شده است. هدف از ساخت این نوع میراگر اولا استهلاک انرژی جذب شده در هنگام زلزله است ثانیا بررسی حالات مختلف ترکیب گرانول‌های آهن و لاستیک درون محفظه دستگاه و تاثیر آن در جذب انرژی است. ترکیب گرانول قرار داده شده در سیلندر میراگر تاثیر بالایی در ظرفیت نهایی این میراگرها دارد. جهت ساخت میراگر گرانولی از مواد بازیافتی استفاده می‌شود که از مهم‌ترین نوآوری‌های تحقیق است.  نتایج بررسی‌ها نشان می‌دهد گرانول لاستیک بازیافتی مابین گرانول آهن همانند محیط ویسکوز عمل می‌کند که باعث افزایش میرایی در میراگر می‌شود. در صورت استفاده از ترکیب گرانول‌های فولادی و لاستیکی بازیافتی، میراگر بیشتر در فشار مقاومت کرده و میتوان از آن در میراگرهای یک طرفه استفاده نمود. مقدار بهینه گرانول لاستیکی بازیافتی به مقدار 15 گرم درون محفظه ساخته شده در مقابل 575 گرم گرانول آهن است. بررسی جذب انرژی نیز نشان می‌دهد نمونه‌ی فوق دارای بیشترین مقدار جذب انرژی است. همچنین استفاده از ریزدانه‌های فولاد و لاستیک باعث می‌شود که میراگرهایی قابل تنظیم مجدد از لحاظ مقاومت و یک یا دو جهته بودن برای کارآیی متنوع ساخته شود. شایان ذکر است که در میراگرهای سیلندری پر شده از ترکیب گرانول آهن و لاستیک خرابی نمونه‌ها پس از رسیدن به بار نهایی به یکباره اتفاق می‌افتد. در نهایت با توجه به تطابق نسبتا خوب نتایج حاصل از تحلیل عددی با نتایج حاصل از مطالعه آزمایشگاهی می‌توان این الگوی عددی را جهت مطالعات آتی در نظر گرفت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه آزمایشگاهی تأثیر استفاده از GFRP بر رفتار محوری ستون‌های کوتاه فولادی دوجداره پر شده با بتن (CFDST)</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_247082.html</link>
      <description>این پژوهش آزمایشگاهی به بررسی رفتار فشاری محوری ستون‌های کوتاه فولادی دوجداره پرشده از بتن (CFDST) تقویت‌شده با یک لایه پلیمر تقویت‌شده با الیاف شیشه (GFRP) می‌پردازد. شش نمونه آزمایشی در دو گروه مرجع (CF0) و تقویت‌شده (CF1) با هدف ارزیابی تأثیر محصورسازی خارجی بر ظرفیت باربری نهایی، سختی سکانت، شکل‌پذیری، مکانیسم شکست و پاسخ پس از اوج بررسی شدند. نتایج نشان داد که یک لایه GFRP به‌طور مؤثری کمانش موضعی جداره فولادی خارجی را به تأخیر انداخته و تعامل ترکیبی بین لوله‌های فولادی و هسته بتنی را بهبود می‌بخشد. بر اساس داده‌های تجربی، نمونه‌های تقویت‌شده با یک لایه کامپوزیت به‌طور میانگین 94/10 درصد افزایش در ظرفیت باربری نهایی، ۷ درصد بهبود در شکل‌پذیری، 26 درصد افزایش جذب انرژی و 8/3 درصد افزایش در سختی سکانت نسبت به گروه کنترل نشان دادند. مکانیسم شکست در نمونه‌های تقویت‌شده با پارگی ناگهانی لایه GFRP آغاز گشت که بلافاصله با توسعه موج‌های کمانش در لوله فولادی خارجی دنبال شد؛ این امر بیانگر عملکرد محصورکنندگی مؤثر تا پیش از گسیختگی الیاف است. همچنین شاخص ارتقای عملکرد (PEI) جهت کمی‌سازی هم‌زمان بهبود در پارامترهای مکانیکی معرفی گردید. یافته‌های این تحقیق تأیید می‌کند که استفاده از یک لایه GFRP راهکاری کارآمد برای ارتقای عملکرد محوری ستون‌های CFDST بوده و داده‌های کاربردی ارزشمندی برای طراحی بهینه و بهسازی مقاطع مرکب در مهندسی سازه فراهم می‌آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه‌ی اثر خوردگی بر رفتار پیوستگی بتن-فولاد در بتن‌های حاوی الیاف ماکروپلیمری (فورتا) با استفاده از آزمایش بیرون‌کشیدگی</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_247083.html</link>
      <description>در این پژوهش آزمایشگاهی، اثر افزودن الیاف پلیمری ماکرو (فورتا)  در بتن با دو مقدار درصد حجمی 75/0 و 5/1 درصد بر رفتار پیوستگی بتن-فولاد نمونه‌های در معرض خوردگی تسریع‌ یافته مطالعه شده است. جهت بررسی رفتار، تنش پیوستگی، لغزش میلگرد و الگوهای شکست تحت شرایط خوردگی اعمال‌شده اندازه‌گیری شدند. به این منظور، تعداد 30 نمونه مکعبی بتنی تهیه و مورد آزمایش قرار گرفت. به‌منظور ایجاد مبنای مناسب برای مقایسه نتایج، سه نمونه به‌عنوان نمونه کنترل انتخاب گردید. نمونه‌ها به دو گروه تقسیم شدند: گروه اول در معرض سطوح مختلف خوردگی شامل 1، 3 و 5 درصد قرار گرفتند و گروه دوم علاوه بر قرارگیری در همین سطوح خوردگی، با الیاف پلیمری در کسرهای حجمی 75/0 و 5/1 درصد مسلح شدند. به ‌منظور بررسی رفتار پیوستگی، تمامی نمونه‌ها تحت آزمایش بیرون‌کشیدگی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که با افزایش سطح خوردگی، مقاومت پیوستگی نمونه‌های فاقد الیاف در حدود ۲۳ تا ۴۳ درصد کاهش می‌یابد. همچنین، شدت یافتن خوردگی با کاهش ظرفیت لغزش میلگرد، منجر به تغییر رفتار شکست نمونه‌ها به سمت رفتار تردتر می‌رود. این در حالی است که افزودن الیاف پلیمری ماکرو به ماتریس بتن، ظرفیت پیوستگی را به‌طور چشمگیری بهبود می‌بخشد، به‌طوری که در سطوح بالای خوردگی، استفاده از کسر حجمی 5/1 درصد الیاف در مقایسه با نمونه‌های بدون الیاف، مقاومت پیوستگی را بین ۱۹ تا ۳۹ درصد افزایش می‌دهد. علاوه بر این، حضور الیاف مکانیزم شکست نمونه‌ها را به ‌ویژه در شرایط خوردگی شدید (۵ درصد) از حالت شکست شکافت به بیرون‌کشیدگی تغییر می‌دهد. این یافته‌ها تایید می‌کنند که الیاف فورتا قادرند ظرفیت پیوستگی ازدست ‌رفته را تا حدودی بازیابی کرده و شکل‌پذیری بتن تحت اثر خوردگی را بهبود بخشند. نتایج نشان دادند وجود الیاف فورتا باعث بهبود مقاومت فشاری و مقاومت کششی نمونه‌ها نیز می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی عددی عملکرد ژاکت فولادی، ژاکت بتنی و ورق‌های FRP در بهسازی ستون‌های پل بتن مسلح تحت برخورد وسیله نقلیه</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_247084.html</link>
      <description>برخورد وسایل نقلیه با ستون پل‏های بتن مسلح یکی از اتفاقات محتمل است؛ لذا ایمن‏سازی پل‏های بتن مسلح در مقابل اثرات ناشی از برخورد وسایل نقلیه از اهمیت قابل‌توجهی برخوردار است. هدف اصلی این پژوهش ارزیابی عددی عملکرد روش‌های مختلف بهسازی، شامل ورق‌های FRP ، ژاکت بتنی و ژاکت فولادی، در کاهش آسیب ستون‌های پل بتن مسلح تحت برخورد وسیله نقلیه است. اهداف جزئی پژوهش عبارت‌اند از: بررسی اثر نوع ورق FRP شامل CFRP ، GFRP و AFRP ، ارزیابی عملکرد ژاکت بتنی، و بررسی تأثیر ژاکت فولادی بر پاسخ ستون پل تحت بارگذاری ضربه‌ای. در این پژوهش با ۸ مدل، به‌صورت پل بتن مسلح تقویت‌شده با ژاکت فولادی، ژاکت بتنی و ورق FRP در نرم‌افزار اجزاء محدود آباکوس با سرعت‌های مختلف مدل‏سازی صورت پذیرفت، سپس این مدل‏ها تحت بارگذاری به‌صورت برخورد وسیله نقلیه مورد ارزیابی قرار گرفتند. باتوجه‌به نتایج پژوهش حاضر، سرعت برخورد وسیله نقلیه عامل بسیار مؤثری بر میزان خرابی رخ‌داده در ستون پل‏ها است. با افزایش ضخامت ژاکت فولادی و بتنی و ورق CFRP  ظرفیت برشی پل افزایش و تغییر شکل رخ‌داده در ستون کاهش می‏یابد همچنین برش حداکثر پل‏های تقویت‌شده با ژاکت فولادی به ضخامت‏های ۵، ۱۰ و ۱۵ میلی‏متر به ترتیب حدود ۲۷%، ۳۳% و ۳۸% بیشتر از پل تقویت نشده است. در پل تقویت نشده و پل‏های تقویت‌شده با ورق‏های AFRP و GFRP به تنش نهایی مصالح رسیده است؛ ولی میزان تنش میلگردها در پل تقویت‌شده با ورق CFRP کمتر از تنش نهایی مصالح میلگردها است. برش حداکثر بارگذاری پل تقویت‌شده با ژاکت بتنی نسبت به پل تقویت نشده حدود ۳۷ درصد بیشتر است. همچنین تغییر شکل پل تقویت‌شده با ژاکت بتنی حدود ۷۱ درصد کمتر از پل تقویت نشده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>Cross-Stage Carbon Footprint Estimation in Building Construction: Exploiting Lifecycle Phase Relationships</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_247129.html</link>
      <description>Accurate prediction of building carbon emissions during early design remains a critical yet Accurate carbon footprint estimation during the design and permitting stages is critical for effective embodied carbon mitigation, yet conventional Life Cycle Assessment methods require detailed data that are rarely available before construction. This study presents a cross-stage estimation framework that exploits latent relationships between construction lifecycle phases to enable reliable carbon forecasting from sparse early-stage inputs. Based on 1,158 real-world building projects, the framework transfers information from data-rich manufacturing-stage inventories to data-scarce permitting and construction stages. Two scenarios were evaluated: predicting manufacturing-phase carbon from minimal permitting parameters, and forecasting construction-phase emissions using manufacturing-stage data. The proposed approach substantially outperformed conventional single-stage methods, achieving R² improvements of 39.6% and 36.8%, respectively. These findings confirm that systematic exploitation of cross-stage relationships can deliver accurate pre-construction carbon estimates without requiring complete material inventories at the design stage. The framework provides construction engineers and regulatory bodies with a practical tool for early carbon screening, enabling a shift from post-construction compliance to proactive design-phase mitigation strategies. The proposed approach enables data-efficient, scalable, and lifecycle-aligned carbon estimation, offering actionable value to municipal permitting authorities, urban planners, and design professionals seeking to integrate carbon intelligence into early decision-making.</description>
    </item>
    <item>
      <title>Material Drivers of Embodied Carbon in Reinforced Concrete Residential Buildings: A Data-Driven Analysis of Tehran Construction Permits</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_247131.html</link>
      <description>The accurate estimation of cradle-to-gate embodied carbon at the early design stage remains a critical challenge for structural and construction engineers, particularly where detailed Life Cycle Assessment data are unavailable during permitting. This study presents a data-driven framework to predict and attribute the Modules A1–A3 carbon footprint of mid-rise reinforced concrete frame structures using only bill-of-quantities (BOQ) data. Based on 812 residential construction permits from Tehran Municipality (2015–2024), an extreme gradient boosting model was trained within a nested cross-validation scheme and interpreted via out-of-sample Shapley additive explanations to quantify the predictive influence of seven material quantity classes. The results reveal that while reinforcement steel and concrete remain primary drivers, secondary materials—particularly cellular lightweight concrete and gypsum plaster—achieve disproportionately high explanatory importance by acting as statistical proxies for carbon-intensive construction archetypes and finishing regimes. However, severe multicollinearity inherent in BOQ data (VIF &amp;amp;gt; 100 for four materials) causes secondary features to degrade predictive stability when combined with primary structural variables. Furthermore, material importance rankings exhibit poor cross-fold stability (mean Kendall&amp;amp;#039;s τ = 0.238), indicating that hierarchies derived from a single data split may not be robust. The framework offers engineers a transparent, rigorously validated tool for early-stage carbon screening and targeted material-based decarbonisation using readily available permitting data.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل لرزه ای انواع قوس های سنتی با استفاده از مدلسازی عددی</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_151138.html</link>
      <description>در این تحقیق رفتار سازه‌ای و نحوه توزیع تنش 9 نوع متداول قوس (شاخ بزی تند، شاخ بزی کند، تخم مرغی، شبدری، پاتوپا، دسته سبدی، نیم دایره، مربعی، کلیل) در معماری ایرانی، تحت بار مرده به همراه بارگذاری لرزه ای، با استفاده از مدلسازی عددی مورد بررسی قرار گرفته است. در این تحقیق، تحلیل ارتعاش آزاد و تحلیل دینامیکی خطی با استفاده از مدل اجزای محدود انجام شده است. نتایج مدلسازی‌ها ایجاد تمرکز تنش در نقاط بحرانی، که غالبا ناحیه شکرگاهی و تیزه در راستای اعمال نیروی زلزله که بیشینه تنش کششی این ناحیه حدود 4 برابر بیشینه تنش ناحیه تکیه گاهی می باشد و همچنین تمرکز تنش ناحیه تکیه گاهی در راستای گرانش که بیشینه تنش این ناحیه حدود 15 برابر ناحیه شکرگاهی است، را نشان می دهد. برای تحلیل دینامیکی از داده‌های شتاب نگاشت یک منطقه نیمه کویری در ایران استفاده شده است. پس از مقایسه نتایج، مشاهده شد که قوس کلیل باربری مناسبی نسبت به بقیه قوس‌ها داشته و تنش‌های کششی و فشاری آن به ترتیب حدود 65% و %‌5/7 مقدار مجاز مصالح می باشد. قوس دسته سبدی نسبت به قوس‌های دیگر دارای سختی بیشتری بوده که حدود 5 برابر قوس شاخ بزی تند است. با توجه به تحلیل تنش‌ها، راستای ترک‌ها نیز در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفته است و مشاهده شد که محل شروع ترک‌ها در وجه داخلی قوس‌ها در ناحیه شکرگاهی و تکیه‌گاه می‌باشد. نتایج این تحقیق جهت اتخاذ تصمیم مداخلاتی مناسب برای مرمت بناهای تاریخی و همچنین کمک به تدابیر پیشگیرانه در راستای پایداری لرزه‌ای و مقاوم‌سازی در ابنیه تاریخی دارای قوس می‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه رابطه تعیین شتاب وارد بر اجزای غیرسازه‌ای با بررسی و مقایسه روش‌های استاتیکی معادل و تحلیل طیفی در ساختمان‌های با قاب خمشی بتنی</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_153995.html</link>
      <description>مشاهدات زلزله‌های اخیر نشان‌دهنده خسارات لرزه‌ای قابل توجه به اجزای غیرسازه‌ای  است. از این رو طراحی لرزه‌ای صحیح اجزای غیرسازه‌ای حائز اهمیت است. در این راستا، فصل چهارم ویرایش چهارم آیین‌نامه 2800 و فصل سیزدهم آیین‌نامه ASCE 7-22 دو روش استاتیکی معادل و دینامیکی طیفی را برای تخمین نیروهای لرزه‌ای وارد بر اجزای غیرسازه‌ای تعریف می‌نمایند. تعیین نیروهای وارد بر اجزای غیرسازه‌ای به روش استاتیکی معادل بی‌نیاز از طرح سازه اصلی ساختمان می‌باشد. از طرفی برای استفاده از روش دینامیکی طیفی، ابتدا بایستی سازه اصلی طراحی شود که می‌تواند زمان اجرای پروژه را به تاخیر اندازد. در این پژوهش، با استفاده از پایگاه داده‌ای متشکل از 196داده شتاب طبقه حاصل از10 سازه‌ بتنی واقعی، طراحی و اجراء شده بر مبنای آیین‌نامه 2800 و مقررات ملی ساختمان ایران، میزان شتاب وارد بر اجزای غیرسازه‌ای توسط دو روش پیش گفته‌ آیین‌نامه‌های 2800 و ASCE 7-22 در طبقات مختلف مقایسه گردیده است. سازه‌های بتنی مورد بررسی در این پژوهش دارای سیستم لرزه‌بر جانبی قاب خمشی بتنی می‌باشند. نتایج، نشان ‌دهنده اختلاف قابل توجه بین نتایج حاصل از دو روش می‌باشد و روش استاتیکی معادل آیین‌نامه 2800 غالبا نتایجی محافظه‌کارانه دارد. در ادامه، ضرایب تعدیل برای تخمین میزان نیروی حاصل از روش استاتیکی معادل برای هر یک از سیستم‌های سازه‌ای پیشنهاد گردیده است و در آخر رابطه‌ای برای تخمین شتاب جانبی پیشنهاد گردیده است. مقدار ضریب تعیین برای آموزش رابطه پیشنهادی در این پژوهش 8/0، برای رابطه استاتیکی معادل آیین نامه‌های 2800 و ASCE 7-22 به ترتیب 53/0 و 77/0 به‌دست آمده است که بیانگر دقت بیشتر رابطه پیشنهادی می‌باشد. رابطه پیشنهادی با استفاده از 18داده مستخرج از مدل‌های تجربی صحت‌ سنجی شده است و  مقدار ضریب تعیین در این مرحله، برای رابطه پیشنهادی برابر 89/0 و برای رابطه آیین‌نامه‌های 2800 و ASCE 7-22  به ترتیب برابر 88/0 و 82/0 به‌دست آمده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تأثیرمدل نیازاحتمالاتی پس‌لرزه در شکنندگی فروریزش پل‌های آسیب دیدۀ چند‌دهانه ساده با شاهتیرهای بتنی تحت اثر پس‌لرزه</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_148213.html</link>
      <description>با توجه به احتمال وقوع زلزله‌های بعدی پس از یک زلزلۀ بزرگ، آگاهی از وضعیت سازه‌های آسیب دیده از زلزلۀ اصلی، ضروری است. لزوم اطمینان از وضعیت عملکردی پل‌های بزرگراهی به عنوان حیاتی‌ترین عنصر شبکه حمل و نقل پس از وقوع لرزۀ اصلی بسیار حائز اهمیت است. علاوه بر روش‌هایی مانند بازرسی میدانی پس از زلزله و تعیین میزان خرابی اجزای پل به منظور تصمیم‌گیری در مورد اولویت مقاوم سازی و تعمیر اعضاء، کاهش حجم ترافیک و یا بستن پل، لازم است تا از معیارهایی علمی و غیر‌وابسته به نظر شخصی برای تعیین عملکرد و میزان آسیب وارده بر اجزای مختلف پل با لحاظ نمودن خطر وقوع پس لرزه و احتمال خرابی‌های بیشتر استفاده نمود. در این تحقیق شکنندگیِ پس از زلزلۀ پل‌های بزرگراهی چند دهانه سادۀ شاهتیر بتنی تحت اثر پس لرزه‌های احتمالی با استفاده از دو مدل نیاز پس لرزۀ احتمالاتی تعیین و با یکدیگر مقایسه می شوند. بدین منظور، با استفاده از مدلسازی تحلیلی سه بعدی با در نظر گرفتن جزئیات دقیق مدلسازی اجزای آسیب پذیر پل و نیز لحاظ نمودن منابع مختلف عدم قطعیت، توابع شکنندگیِ پس‌لرزه در سطح اجزاء و سیستمِ پلِ آسیب دیده با توجه حالت خرابی سازه پس از لرزۀ اصلی به دست آمده‌اند. توابع شکنندگیِ پس لرزۀ حاصل از دو مدل نیاز احتمالاتی به کار رفته در این تحقیق، اختلاف کمی با یکدیگر نشان دادند. مطابق با نتایج به دست آمده و با توجه به خطر وقوع پس لرزه، در وضعیت خرابی کم پس از زلزلۀ اصلی نشیمن‌ها آسیب‌پذیرترین اعضاء بوده اند; در حالیکه در حالت خرابی متوسط و شدید پس از لرزۀ اصلی ستون‌ها شکننده ترین عضو بوده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی آزمایشگاهی مشخصات مکانیکی و روابط بین مقاومت‌ها در بتن غلتکی روسازی خالص و حاوی نانوسیلیس و الیاف فولادی در سنین مختلف</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_143710.html</link>
      <description>بتن غلتکی روسازی راه بتنی می‌باشد که شامل اجزای بتن معمولی بوده و تفاوت‌هایی مانند روانی، دانه‌بندی سنگدانه‌ها، طرح اختلاط و روش ساخت دارد. در این مقاله بعد از تعیین روانی به روش وی‌بی، مقاومت‌های فشاری، کششی شکافت و خمشی در سنین 7، 28 و 90 روزه تعیین شد و روابط بین مقاومت‌های فشاری بتن غلتکی معمولی در سنین مختلف به دست آمد. همچنین روابط بین مقاومت‌های مختلف بتن غلتکی معمولی در سن 28 روزه ارائه گردید که انطباق مناسبی بین روابط به دست آمده در این مقاله و روابط ارائه شده توسط ACI وجود دارد. سپس با هدف رفع نقایص بتن غیر‌مسلح و بهبود مشخصات مکانیکی، الیاف فولادی و نانوسیلیس به ترتیب با نسبت‌های حجمی 0.33، 0.67 و 1درصد و نسبت‌های وزنی 0.5، 1 و 1.5 درصد به بتن غلتکی معمولی اضافه شده است و مقاومت‌های مختلف و در سنین متفاوت تعیین شده است. بیشترین مقدار افزایش در مقاومت در نمونه‌های حاوی 1 درصد الیاف فولادی و 1 درصد نانوسیلیس اتفاق افتاده است که در سن 28 روز، مقاومت‌های فشاری، کششی شکافت و خمشی به ترتیب به مقدار 27.2، 94.4 و 102.6 درصد افزایش داشته است. تاثیر افزودن الیاف فولادی و نانوسیلیس در مقاومت خمشی بیشتر از مقاومت فشاری و کششی شکافت می‌باشد. روند تغییر مقاومت در نمونه‌های 7 و 90 روزه مشابه رفتار نمونه‌های 28 روزه می‌باشد. افزودن الیاف فولادی و نانوسیلیس باعث افزایش زمان وی‌بی و کاهش کارآیی مخلوط می‌شود که نانوسیلیس با افزایش لزجت خمیر سیمان باعث کاهش خارج شدن ملات سیمان از بتن در مدت تراکم می‌شود. با گنجاندن الیاف فولادی و نانوسیلیس می‌توان ضخامت روسازی را کاهش داد که به تبع آن مقدار و هزینه مصالح مصرفی کاهش یافته و سرعت اجرا بالاتر خواهد رفت، همچنین بار مرده نیز کاهش می‌یابد که می‌تواند در سازه‌هایی مانند پل‌ها دارای اهمیت باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>Polyethylene Terephthalate Wastes as a Partial Replacement for Fine Aggregates in Concrete Mix, Case of Jimma Town, South West Ethiopia</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_135019.html</link>
      <description>In this research Concrete mix designs were prepared according to the design of expert method and a total of 6 mixes with 72 samples prepared to consist of concrete grade C-25. The test samples were produced with the percentage of substitution for the fine aggregate by 1, 2, 3, 4, and 5% of polyethylene terephthalate plastic waste aggregate. Moreover, a control mix without replacement for the fine aggregate was used to have a relative analysis. The prepared samples consist of concrete cubes, cylinders, and beams. Furthermore, laboratory experiments were carried out for the prepared concrete test samples. The lists of experiments conducted were; material property, slump, unit weight, compressive strength, splitting tensile strength, and flexural strength tests. The test results were analyzed and compared with the respective conventional concrete characteristics and show that there was a slight increase in compressive strength of the concrete up to 3% replacement and reduction in compressive strength increases beyond 3% replacement due to the replacement of polyethylene terephthalate aggregates. Also like compressive strength there was an increase of tensile strength recorded with increasing polyethylene terephthalate bottle aggregate content up to 3% replacement. But more than 3% substitution of fine aggregate with polyethylene terephthalate bottle fiber results in a reduction in tensile strength, flexural strength. This test result shows that as it is possible to use polyethylene terephthalate bottles in concrete production as a partial substitution for fine aggregates not more than 3% replacement. .</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی اثرات خرابی فزاینده در برج های فولادی با بکار گیری روش طراحی بر اساس عملکرد</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_151139.html</link>
      <description>با توجه به رویکردی که به سوی مهندسی زلزله بر مبنای عملکرد ایجاد شده است و همچنین اهمیت و ضرورت مدیریت مناسب و اصولی بحران های احتمالی مانند زلزله، نیاز به ابزارهایی برای ارزیابی و درک واقعی سیستم های سازه ای و غیرسازه ای و همچنین برآورد مناسب خسارت احتمالی و به دنبال آن تصمیم گیری های منطقی، بیش از پیش اهمیت و ضرورت پیدا می کند. اطمینان از سازه همیشه به عنوان یک اصل برای مهندسانی که مسئول طراحی پروژه های عمرانی بوده اند مطرح بوده است. یکی از مکانیزم هایی که در دهه های اخیر توجه به آن افزایش پیدا کرده است خرابی پیشرونده نامیده میشود که به علت تصادف یا حمله، یک یا تعدادی از اعضای سازه ناگهانی خراب می شوند و پس از آن ساختمان بصورت پیشرونده خراب می شود. آنچه در این مقاله مورد بحث قرار خواهد گرفت، بررسی دقیق این نوع خرابی در سازه های فولادی که تا کنون در ایران کمتر به آن پرداخته شده است، می باشد. در این راستا به بررسی این نوع سازه ها که امروزه در کلان شهرهایی همچون تهران کاربرد بسیار پیدا نموده است، خواهیم پرداخت. آنچه از پایان نامه انتظار می رود که دریافت گردد، رفتار سازه در دو حالت خرابی که بطور پیش رونده در سازه ی مورد نظر رخ می دهد می باشد بطوریکه نتایج منحنی های خرابی حاصله در این پایان نامه در سه مرحله (حالت سالم و دو حالت در حذف تعدادی تیر و ستون) با یکدیگر مقایسه گردیده اند. بنابراین حالت خرابی سازه بعنوان متغیر در این سازه درنظر گرفته خواهد شد که در این پروژه سه حالت درنظر گرفته شده است و نتایج حاصله با یکدیگر مقایسه شده اند. نتایج حاصله می تواند در طراحی سازه ها در حالت پدافند غیر عامل مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی سیستم کنترلی غیرفعال در سازه های مجهز به میراگرهای اصطکاکی</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_149145.html</link>
      <description>در مطالعه حاضر طراحی یک سیستم کنترل تطابق&amp;amp;lrm;پذیر در سازه&amp;amp;lrm;های با میراگر اصطکاکی ارائه شده است. در این طراحی با در نظر گرفتن سازه بعنوان یک سیستم دینامیکی، برخی از خصوصیات آن نظیر سختی و میرایی طوری ‌تنظیم‌ شده که اثر دینامیکی نیرو روی سازه تا سطح قابل قبولی کاهش پیدا کند. با این روش فرکانس طبیعی سازه، شکل طبیعی و همچنین مقادیر میرایی متناظر آن به گونه ای تغییر می&amp;amp;lrm;یابد که نیروهای دینامیکی ناشی از بارهای محیطی کاهش یابند. در این تحقیق ابتدا معادلات حرکت برای یک سازه با چند درجه آزادی دارای میراگر اصطکاکی بیان شده و در ادامه با استخراج ماتریس سختی سیستم و حل معادلات حرکت، پاسخ جابجایی و شتاب سازه محاسبه شده است. سپس طراحی سیستم کنترلی دو حالته بر مبنای بهینه&amp;amp;lrm;سازی پاسخ شتاب یا جابجایی سازه به گونه ای انجام شده که مقدار نیروی مناسب لغزش میراگر با توجه به مقدار حداکثر جابجایی یا شتاب سازه قابل تنظیم باشد. نتایج شبیه&amp;amp;lrm;سازی&amp;amp;lrm;ها و تحلیل&amp;amp;lrm;های عددی برای سازه&amp;amp;lrm;های 4، 6، 8 و 10 طبقه تحت رکوردهای زلزله متفاوت توسط سیستم کنترلی پیشنهادی، مقدار نیروی لغزش بهینه سازه را با در نظر گرفتن الویت شتاب یا جابجایی نتیجه می&amp;amp;lrm;دهد. به گونه&amp;amp;lrm;ای که به عنوان نمونه برای یک سازه 8 طبقه، مقدار حداکثر جابجایی سازه 7 برابر کمتر از مقدار مجاز آن در آیین نامه می&amp;amp;lrm;باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی مدل ارزیابی ریسک مالی پروژه‌های راه‌سازی ایران درروش تأمین مالی "مشارکت عمومی – خصوصی"</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_148214.html</link>
      <description>ریسک مالی یکی از مهم‌ترین مسائل در پروژه‌های راه‌سازی ایران است که با روش تأمین مالی مشارکت عمومی &amp;amp;ndash; خصوصی به بهره‌برداری می‌رسند. هدف این پژوهش طراحی مدل ارزیابی ریسک مالی این پروژه‌ها در ایران است. این پژوهش در دو بخش مجزا به انجام رسید. در بخش کیفی این پژوهش آمیخته (کیفی-کمی) شناسایی شاخص‌های ارزیابی ریسک مالی با تحلیل محتوا مصاحبه نیمه ساختاریافته با 23 خبره انجام شد که حاصل 51 کدگذاری باز بود و 14 معیار استخراج شد، در بخش کمی برای تعیین ارتباط بین شاخص‌ها و سطر بندی مدل از روش مدل‌سازی ساختاری تفسیری استفاده‌شده است. همچنین تحلیل میک مک نیز برای مشخص شدن هویت نوع معیارها به کار گرفته شد. نتایج تحلیل میک مک نشان داد که از میان این متغیرها ریسک عملیاتی متغیر خودمختار، ریسک نرخ ارز و ریسک سیاسی متغیرهای مستقل و سایر متغیرهای مدل نیز از نوع متغیر رابط هستند. حاصل استفاده از مدل‌سازی ساختاری تفسیری یک مدل پنج سطری با 14 شاخص بود. بررسی مدل این پژوهش نشان داد که ریسک سیاسی تأثیرگذارترین متغیر و ریسک نقدینگی، ریسک بازار، ریسک نرخ تورم، ریسک اعتباری، نحوه تأمین مالی بانکی پروژه، تغییرات نرخ بازده مورد انتظار و عملکرد مالی نیز تأثیرپذیرترین متغیرهای این مدل هستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پاسخ لرزه‌ای سطح زمین در حضور تونل‌های دوقلوی نعل اسبی پوشش‌دار مدفون در نیم‌فضای ارتوتروپ تحت امواج مهاجم قائم SH</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_247306.html</link>
      <description>تحلیل پاسخ لرزه‌ای سطح زمین در حضور سازه‌های زیرزمینی مدفون، به ویژه در محیط‌های ناهمسانگرد، از موضوعات مهم مهندسی زلزله و طراحی سازه‌های زیرزمینی به شمار می‌رود. هدف این پژوهش، توسعه یک مدل عددی برای تحلیل پاسخ لرزه‌ای سطح زمین در حضور تونل-های دوقلوی پوشش‌دار با مقطع نعل‌اسبی مدفون در نیم‌فضای ارتوتروپ تحت اثر امواج قائم SH است. مشخصات خاک پیرامون تونل‌ها و پوشش آن‌ها به ترتیب براساس ماسه متراکم و بتن در نظر گرفته شده و رفتار محیط به صورت یک محیط الاستیک خطی ارتوتروپ فرض شده است. برای این منظور، ابتدا یک روش اجزای مرزی نیم‌فضا در حوزه زمان توسعه داده شده و سپس ضمن اعتبارسنجی مدل، اثر پارامترهای کلیدی مختلف از قبیل عامل ایزوتروپی، فاصل افقی بین تونل‌‎ها و محتوای فرکانسی موج ورودی بر پاسخ لرزه‌ای سطح زمین بررسی شده است. نتایج نشان می‌دهد کاهش عامل ایزوتروپی موجب شکل‌گیری الگوهای پیچیده‌تر انتشار و تداخل امواج در سطح زمین می‌شود. همچنین، با افزایش فاصله افقی تونل‌ها، از شدت اندرکنش دینامیکی کاهش یافته و پاسخ سطح زمین به طور قابل توجهی به محتوای فرکانسی موج ورودی وابسته می‌شود. مدل توسعه یافته می‌تواند به‌عنوان ابزاری کارآمد در تحلیل و طراحی لرزه‌ای تونل‌های دوقلو و سایر سازه‌های زیرزمینی مدفون در محیط‌های ناهمسانگرد مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تجربی تاثیر الگوهای هندسی میراگرهای شکاف‌دار فولادی بر عملکرد لرزه‌ای اتصالات تیر به ستون</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_247307.html</link>
      <description>اتصالات صلب فولادی به‌دلیل ظرفیت چرخشی کم، در زلزله آسیب‌پذیرند. میراگرهای شکاف‌دار راهکاری مؤثر هستند، اما پژوهش‌های پیشین عمدتاً بر کاربردهای برشی- محور در سیستم‌های مهاربندی متمرکز بوده‌اند. این مطالعهء تجربی، میراگرهای شکاف‌دار نصب‌شده در ناحیهء بال پایینی تیر در اتصالات گیردار خمشی را بررسی می‌کند که در آنجا میراگرها ترکیبی از برش و لنگر خمشی قابل‌توجه را تحمل می‌کنند. دوازده میراگر با چهار الگوی هندسی (لوبیایی، شش‌وجهی، بیضی و دمبلی) و سه ضخامت (۴، ۵ و ۶ میلی‌متر) تحت بارگذاری چرخه‌ای(پروتکلFEMA-350) آزمایش و با نمونهء مرجع جوشی مقایسه شدند. همچنین تأثیر همزمان شکل هندسی و ضخامت بر پارامترهای کلیدی عملکرد لرزه‌ای شامل سختی مؤثر، استهلاک انرژی و شکل‌پذیری به‌صورت سیستماتیک ارزیابی گردید.
میراگر بیضی‌شکل با ضخامت ۶ میلی‌متر بهترین عملکرد را داشت: سختی مؤثر30 کیلونیوتن بر میلی‌متر در تغییرمکان ۵۰ میلی‌متر (۲.1 برابر نمونهء دمبلی)، استهلاک انرژی تجمعی ۲۹۰۰ کیلونیوتن- میلی‌متر (۳۵٪ بیشتر از دمبلی) و پایدارترین هیسترزیس. نمونهء مرجع ۶۸٫۵٪ از سختی اولیهء خود را در تغییرمکان ۵۰ میلی‌متر از دست داد و رفتار شکننده نشان داد. افزایش ضخامت از ۴ به ۶ میلی‌متر، سختی و جذب انرژی را در همهء اشکال به‌طور چشمگیری افزایش داد. شکل بیضی با توزیع یکنواخت تنش و بدون گوشهء تیز، به‌عنوان هندسهء بهینه معرفی می‌شود که خسارت را در المان فیوز قابل‌تعویض متمرکز کرده و تعمیرپذیری پس‌اززلزله را فراهم می‌کند. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که انتخاب همزمان شکل بهینه و ضخامت مناسب، می‌تواند عملکرد اتصالات را به‌طور قابل‌ملاحظه‌ای بهبود بخشد و جایگزین مناسبی برای اتصالات جوشی سنتی ارائه دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی نقش اکسیژن در بهسازی زیستی عمیق ماسه ورزنه با استفاده از رسوب کربنات کلسیم القایی میکروبی (MICP)</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_247308.html</link>
      <description>خاک‌های ماسه‌ای سست در مناطق خشک نظیر ورزنه با چالش‌های فرسایش‌پذیری بالا و مقاومت مکانیکی پایین مواجه هستند. روش رسوب‌گذاری کربنات کلسیم ناشی از میکروارگانیسم‌ها (MICP) یک راهکار زیستی پایدار برای بهسازی خاک محسوب می‌شود. اما کاربرد عمقی این فناوری با مانع اساسی روبروست: باکتری هوازی Sporosarcina pasteurii در اعماق بیش از چند سانتی‌متر به‌دلیل عدم دسترسی به اکسیژن کافی، افت شدیدی در فعالیت متابولیکی و ترسیب کربنات نشان می‌دهد. در پژوهش حاضر، نقش تأمین اکسیژن از طریق هوادهی فعال بر کارایی فرایند بهسازی عمقی (هوای فشرده شامل ۲۱ درصد اکسیژن و اکسیژن با خلوص 5/99 درصد) بررسی شده است. آزمایش‌ها روی ستون‌هایی از ماسه‌ی ورزنه (SP ،D50=0.155 mm) در سه رژیم تیماری انجام شد: تیمار بدون گاز، تیمار همراه با هوای فشرده، و تیمار همراه با اکسیژن خالص. نتایج نشان داد تزریق هوای فشرده مقاومت فشاری محصورنشده (UCS) را تا ۵۰ درصد و تزریق اکسیژن خالص آن را تا بیش از ۱۰۰ درصد نسبت به گروه شاهد افزایش می‌دهد. میانگین کربنات کلسیم رسوب‌کرده در عمق ۳۰-۴۵ سانتی‌متری برای تیمار بدون گاز کمتر از ۱ درصد، برای تیمار هوای فشرده حدود ۴ درصد، و برای تیمار اکسیژن خالص حدود ۷ درصد وزنی بود. تصاویر میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM) نشان داد در حضور اکسیژن بلورهای کلسیت کروی و آگلومره با اتصال مؤثر بین ذرات و در غیاب اکسیژن بلورهای رومبوهدرال پراکنده تشکیل می‌شوند. یافته‌ها نشان می‌دهد که اکسیژن نقش مؤثری در بهسازی عمقی زیستی دارد و شرایط غیراشباع مناطق خشک مزیتی راهبردی برای کاربرد میدانی این فناوری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی آزمایشگاهی تأثیر درز سرد بر مقاومت فشاری و کششی بتن</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_247368.html</link>
      <description>درز سرد یکی از چالش‌های اجرایی رایج در سازه‌های بتنی است که می‌تواند تأثیر منفی قابل‌توجهی بر مقاومت مکانیکی بتن، به‌ویژه در برابر نیروهای فشاری و کششی، داشته باشد. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر درز سرد و ارزیابی عملکرد راهکارهای تقویتی شامل کلید برشی و شیار سطحی در بهبود مقاومت نمونه‌های دارای درز سرد است. برای این منظور، مجموعه‌ای از نمونه‌های مکعبی برای آزمون فشار و استوانه‌ای برای آزمون کشش در شرایط کنترل‌شده آزمایشگاهی ساخته شد. نمونه‌ها در چهار  گروه شامل بتن یکپارچه (بدون درز سرد)، بتن دارای درز سرد، و بتن دارای درز سرد تقویت‌شده با کلید برشی و شیار سطحی مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج آزمایش‌های کششی نشان داد که وجود درز سرد موجب کاهش 25 درصدی مقاومت کششی نسبت به نمونه شاهد شده است. استفاده از کلید برشی این کاهش را به 10 درصد و شیار سطحی به 17 درصد کاهش رساند. همچنین در آزمون فشاری، نمونه دارای درز سرد 12 درصد کاهش مقاومت نسبت به نمونه یکپارچه داشت، در حالی که این مقدار برای نمونه‌های دارای کلید برشی و شیار سطحی به ترتیب 7 و 10 درصد بود. بر اساس نتایج به‌دست‌آمده، هر دو روش تقویتی عملکرد قابل‌توجهی در بهبود اثرات منفی درز سرد نشان دادند. همچنین، مقایسه نتایج نشان می‌دهد که درز سرد تأثیر کمتری بر مقاومت فشاری نسبت به مقاومت کششی داشته است، که این موضوع بیانگر حساسیت بیشتر ناحیه درز سرد به تنش‌های کششی است  و نیاز مند بررسی دقیق تری می باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ایجاد یک مدل مبتنی بر الگوریتم ژنتیک برای به حداقل رساندن زمان پروژه و تسطیح منابع</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_247370.html</link>
      <description>در پروژه‌ها، تسطیح منابع برای دستیابی به نوسانات کمتر منابع انجام می‌شود تا از مشکل نیاز ناگهانی به منابع یا انباشت بیش از حد منابع جلوگیری شود. بزرگترین چالش در انجام تسطیح منابع، افزایش مدت زمان پروژه است. علاوه بر این، رویکردهای تحلیلی و اکتشافی سنتی هنگام حل مسائل تسطیح منابع ساختمانی ناکارآمد و انعطاف‌ناپذیر هستند. بر این اساس، به منظور ارائه مؤثر ترکیبی با کیفیت خوب از منابع ساختمانی متعدد، در این مطالعه از یک مدل الگوریتم ژنتیک برای غلبه بر معایب الگوریتم‌های تسطیح منابع ساختمانی سنتی استفاده شد. این پروژه شامل فعالیت‌هایی است که توسط روابط تقدم نوع پایان-شروع با تأخیر زمانی صفر به هم مرتبط هستند و به مجموعه‌ای از منابع تجدیدپذیر نیاز دارند. مقادیر تأخیر فعالیت‌ها توسط یک الگوریتم ژنتیک برای تسطیح منابع و به حداقل رساندن زمان پروژه تعیین می‌شوند. اعتبارسنجی مدل برای نشان دادن قابلیت و کاربردهای مدل انجام می‌شود. الگوریتم ژنتیک اصلاح‌شده بر روی نمونه‌های معیار تسطیح منابع ساختمانی آزمایش و با الگوریتم ژنتیک استاندارد، بهینه‌سازی ازدحام ذرات و بهینه‌سازی کلونی مورچه‌ها مقایسه شد. تحت شرایط آزمایش‌شده، به ترتیب ۴۹٪، ۵۵٪ و ۴۳٪ بهبود عملکرد را به دست آورد و ۴۴٪، ۴۹٪ و ۵۹٪ سریع‌تر همگرا شد. نتیجه گرفته شد که اصلاحات و بازنگری‌های اعمال‌شده در روش الگوریتم ژنتیک، مانند استفاده از احتمال پویا در ایجاد نسل‌های بعدی، می‌تواند سرعت و کارایی فرآیند ارتقا را بهبود بخشد و توانایی آن را در رسیدن به راه‌حل‌های سریع افزایش دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی اثر بازشو و تقویت الیاف پلیمری شیشه بر رفتار برشی تیرهای عمیق توخالی بتن‌آرمه: مطالعه آزمایشگاهی و مدل‌سازی اجزای محدود</title>
      <link>https://www.jsce.ir/article_247371.html</link>
      <description>توخالی کردن تیرهای عمیق با کاهش وزن و بار مرده و صرفه‌جویی مصالح همراه است؛ از سوی دیگر، بازشوهای جان برای عبور تأسیسات مکانیکی و برقی بسیار کارآمد هستند. بااین‌حال اثر توأمان توخالی‌سازی و بازشوی عرضی بر رفتار برشی به‌ندرت بررسی شده است. بدین‌منظور، یک برنامه‌ی آزمایش خمش چهار نقطه‌ای کنترل‌شده بر مجموعه‌ای از نمونه‌ها اجرا شد. در این پژوهش افزون بر ثبت بار ترک‌خوردگی و ظرفیت نهایی، سختی مؤثر پیش و پس از ترک استخراج شد و دو شاخص کمی برای سنجش اثر بازشو و اثر تقویت تعریف گردید تا امکان مقایسه‌ی مستقیم و تصمیم‌گیری سریع فراهم شود. توخالی‌سازی موجب کاهش حدود ۳۰ درصد در بار ترک‌خوردگی و ۱۰درصد در ظرفیت نهایی شد. افزودن بازشو در موقعیتِ خارج‌ازمسیر نسبت به تیر توخالی کاهش حدود ۳۴درصد در بار ترک‌خوردگی و ۷درصد در ظرفیت نهایی شد، درحالی‌که قرارگیری بازشو روی مسیر بحرانی‌تر بود و به ترتیبب کاهش‌های حدود ۲۳ و ۲۹درصد را رقم زد. از منظر سختی، افت‌های خارج‌ازمسیر پیش از ترک و در اوج بار به ترتیب حدود ۱۱ و ۱۰درصد بود، اما روی مسیر به حدود ۲۳ و ۳۸درصد رسید. تقویت با کامپوزیت شیشه رفتار ترمیمی مناسبی نشان داد: در حالتِ خارج‌ازمسیر، بار ترک‌خوردگی حدود ۴۳ درصد و ظرفیت نهایی حدود ۸ درصد  افزایش یافت. در حالتِ روی مسیر، بار ترک‌خوردگی حدود ۸۲ درصد و ظرفیت نهایی حدود ۱۵درصد رشد کرد، هرچند ظرفیت نهایی همچنان حدود ۱۸ درصد کم‌تر از تیر توخالی مرجع باقی ماند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
